مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٥٣ - عمق
تا شبهات را بر لغزشهاى خويش عذر آورد.
دوّم: آنجا كه در اواخر عمرش از روزگار مىناليد و بر گذشتگان حسرت مىخورد فرمود: «اين عمّار، اين ابن التيّهان و اين ذو الشهادتين و اين نظرائهم من اخوانهم الذين تعاقدوا على المنيّة و ابرد برؤسهم الى الفجرة» خ ١٨٢ ٢٦٤، كجاست عمّار ياسر، كجاست مالك بن تيّهان، كجاست خزيمه ذو الشهادتين و كجا هستند، امثال آنها از برادرانشان كه بر كشته شدن در راه خدا پيمان بستند و سرهاى مباركشان به سوى فاجران (معاويه و يارانش) فرستاده شد
عمس
پنهان كردن.
«عمس الكتاب و الخبر: اخفاه»
و آن فقط يك بار در «نهج» آمده است، آنگاه كه معاويه در صفين شريعه را گرفت، حضرت ياران خويش را براى گرفتن آب تشويق مىكرد، در ضمن فرمود «الا و انّ معاوية قاد لمّة من الغواة و عمّس عليهم الخبر حتّى جعلوا نحورهم اغراض المنيّة» خ ٥١ ٨٩ تعميس آن است كه انسان چيز باطل و بىفائدهاى پيش آورد و باطل بودن آنرا آشكار نكند
«عمّس: اتى ما لا خير فيه غير معالن به»
يعنى: بدانيد معاويه گروهى از گمراهان را به اينجا فرستاده و مطلب را بر آنها مخفى داشته تا گلوهايشان را هدف مرگ قرار دادهاند (گويا منظور آن است كه به آنها نگفته توان اين كار را نداريد)
عمق
عمق در اصل به معنى گودى است
«بئر عميق» چاهى است كه ژرف و عميق باشد
به معنى راه دور نيز آيد گويند:
«عمق الطريق و المكان: بعد»
هشت مورد از آن در «نهج» آمده است، در حكمت ٣١ فرموده «الكفر على اربع دعائم على التعمّق و التنازع و الزيغ و الشقاق فمن تعمّق لم ينب الى الحق و من كثر نزاعه بالجهل دام عماه عن الحقّ» تعمّق: تبعيّت از اوهام و خيالات است به فكر رسيدن به حق، يعنى كفر بر چهار ستون پايدار است پى وهم رفتن، و خصومت كردن و انحراف از راه حق و دشمنى ورزيدن، پس هر كس پى خيال و وهم رود به حق برنمىگردد، و هر كس خصومتش از روى نادانى زياد شود كورىاش از حق دوام خواهد يافت.
در حكمت ٢٨٧ آمده: «و سئل عن القدر فقال: طريق مظلم فلا تسلكوه و بجر عميق فلا تلجوه و سرّ اللّه فلا تتكلّفوه» از آن حضرت از «قدر» سؤال شد فرمود: راه