مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٨٤٠ - قبله
«و تقّلبكم فى قبضته» خ ١٨٣ يعنى حركت و زندگى شما در دست خداست
قبع
قبوع آن است كه خارپشت سر خود را در پوست خود كشد و ديده نشود، «تقبّع» متوارى شدن، آن فقط يكبار در كلام حضرت آمده است گويا حالات خودش را در زمان عثمان و امر به معروف كردنش را بيان مىفرمايد: «فقمت بالامر حين فشلوا و تطلّعت حين تقبّعوا و نطقت حين تعتعوا و مضيت بنور الله حين وقفوا...» خ ٣٧ ٨٠ معنى آن در «فشل» گذشت
قبل
(بر وزن عقل) تقدّم زمانى و مكانى، تقدم متصل و منفصل و رتبهاى.
«قبل» (بر وزن عنق) گاهى به معنى جلو و پيش و گاهى به معنى روبرو است. «قبل» (بر وزن عنب) به معنى طاقت، نزد و طرف آيد «قبول» پذيرفتن. گرفتن. «تقبّل»: پذيرفتن، «اقبال» رو كردن. استقبال: روبرو شدن. موارد زيادى از اين ماده در «نهج» آمده است، در بعضى از اعياد فرمود: «انما هو عيد لمن قبل الله صيامه و شكر قيامه» حكمت ٤٢٨ و در جائى فرموده: «و لقلّما ادبر شىء فاقبل» خ ١٦ ٥٨ بسيار كم است كه چيزى از دست رود و دو باره رو آورد، و در جاى ديگرى فرموده: «انّ للقلوب شهوة و اقبالا و ادبارا فأتوها من شهوتها و اقبالها فانّ القلب اذا اكره عمى» حكمت ١٩٣ «قبل» بر وزن عنب به معنى طرف و جانب و اقبال به معنى رو كردن است معنى آن در «عمى» گذشت
قبله
در اصل نوع و حالت رو كننده است و در شرع اسم مكانى است كه نمازگزار به آن رو مىكند (كعبه)، آن فقط دو بار در «نهج» ديده مىشود: «و فرض عليكم حجّ بيته الحرام الذى جعله قبلة للانام» خ ١ ٤٥ و گويا در مقدّمه جمل يا صفّين فرموده: «و قد فتح باب الحرب بينكم و بين اهل القبلة و لا يحمل هذا العلم الّا اهل البصر و الصبر و العلم بمواضع الحقّ فامضوا لما تؤمرون به و قفوا عند ما تنهون عنه» خ ١٧٣ ٢٤٨ مراد از «اهل قبله» مسلمانان است يعنى ميان شما و اهل قبله باب جنگ باز شده و جنگ با آنها براى شما جايز است ولى اين پرچم را فقط اهل بصيرت و استقامت و