مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٩٩٧ - مهن
عمل كنيد براى مرگ (خود را آماده كنيد) قبل از آمدنش، و نيز فرمايد «الحمد للّه خالق العباد و ساطح المهاد و مسيل الوهاد و مخصب النجاد» خ ١٦٣ ٢٣٢، منظور از «مهاد» زمينى است كه براى زندگى آمده شده، حمد خدا را كه خالق بندگان و گسترنده زمين و جارى كننده درهها (رودها) و روياننده گياه در بلنديهاست، چه عبارت عجيبى
ممهد (مثل مقعد) آنچه آماده و گسترده شده است، جمع آن مماهد (مثل مناقب) آيد، در وصف رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرموده: «منبته اشرف منبت فى معادن الكرامة و مماهد السلامة» خ ٩٦ ٢٤١، خاندان او بهترين خاندان است در كانهاى بزرگوارى و در اصلاب و رحمهاى سالم از ناپاكى
مهل
(مثل عقل) آرامى و عجله نكردن. تمهيل و امهال مهلتدادن و عجله نكردن است، موارد زيادى از آن در «نهج» يافته است چنانكه فرموده: «و لئن امهل (اللّه) الظالم فلن يفوته اخذه و هو له بالمرصاد على مجاز طريقه و بموضع الشجا من مساغ ريقه» خ ٩٧ ١٤١، معنى آن در «سوغ» گذشت.
و نيز فرموده: «ما اهّمنى ذنب امهلت بعده حتّى اصلّى ركعتين و اسئل اللّه العافية» حكمت ٢٩٩ يعنى آن دو ركعت نماز آن گناه را زايل مىكند
به يارانش فرمود: «خذوا مهل الايام و حوطوا قواصى الاسلام الا ترون الى بلادكم تغزى» خ ٢٣٨ ٣٥٧ مهل (مثل شرف) به معنى مهلت و فرصت است يعنى مهلت و فرصت ايّام را غنيمت شماريد و خود را براى جنگ آماده كنيد و اطراف و شهرهاى اسلام احاطه و حفظ كنيد از حمله دشمنان
مهن
حقارت. كمى. مهين: حقير و قليل پنج مورد از آن در «نهج» آمده است، در جائى فرموده: مردم چهار صنف هستند: «منهم من لا يمنعه الفساد فى الارض الّا مهانة نفسه و كلالة حدّه و نضيض وفره» خ ٣٢ ٧٤ يعنى بعضى مايلند فساد راه اندازند امّا حقارت خود و كندى شمشيرش (نبودن اعوان) و قلّت مالش مانع از آن است.
در مقام موعظه فرموده: «جانبوا الكذب فانّه مجانب الايمان، الصادق على شرف