مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٤٤ - علم
«حتّى فتر معلّله» يعنى خدمت كنندهاش سست و خسته شد «فطع العلم عذر المتعلّلين» حكمت ٢٨٤ يعنى علم به دين و احكام اسلام عذر اهل عذر را قطع كرده است نمىتوانند روز قيامت بگويند: ﴿«وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ»﴾ در خ ٢٩ ٧٣ فرموده: «اعاليل باضاليل» خ ٢٩ ٧٣ يعنى تعللّهاست با اباطيل، رجوع به «ضلل» اعاليل جمع اعلوله به معنى تعلل كننده و يا جمع اعلال و آن جمع علل و آن جمع علّة است، منظور از آن اسم است يعنى «انتم اعاليل باضاليل» و يا از باب زيد عدل مىباشد
علم
دانستن و دانش. اسم و مصدر هر دو آمده است، به معنى اظهار و روشن كردن و دليل و حجّت نيز به كار رود. عليم: بسيار دانا، صيغه مبالغه است و نيز علّام.
از اين ماده موارد بىشمارى در «نهج» آمده است درباره علم خود فرموده: «ايّها الناس سلونى قبل ان تفقدونى، فلا بطرق السماء اعلم منّى بطرق الارض قبل ان تشغر برجلها فتنة تطأفى خطامها و تذهب باحلام قومها» خ ١٨٩ ٢٨٠ مردم از من هر چه مىخواهيد بپرسيد، قبل از آنكه مرا از دست بدهيد، من به راههاى آسمان از راههاى زمين داناترم، (از من بپرسيد) پيش از آنكه فتنهاى پايش را بلند كند، فتنهايكه در افسار خود بدون قائد مىرود، و عقول اهل خود را از دست مىگيرد، تشبيهات عجيبى است صلوات و سلام خدا بر آن خلّاق سخن باد، و در خ ٩٣ ١٣٧ فرموده: از من بپرسيد پيش از آنكه مرا از دست بدهيد به خدائى كه جان من در دست اوست از من نمىپرسيد از چيزى ميان شما و قيامت و نه از گروهى كه صد نفر را گمراه نمايد مگر آنكه به شما خبر مىدهم كه منادى آن و قائد آن و سائق آن و اردوگاه آن كجاست و كدام كس از آنها با اجل و كدام مقتول مىشود و در خ ١٧٥ ٢٥٠ در دو مورد اشاراتى عجيبى از علم آن حضرت آمده است.
درباره علم خدا و احاطه او، كلمات و تعبيرات عجيب و غريب دارد در خ ١٧٨، ١٨٢، ١٩٨، و غيره، بالاتر از همه خطبه ٩١ (اشباح) ص ١٣٤ و ١٣٥ است كه ابن ابى الحديد بعد از نقل آن متحيّرانه مىگويد: اگر اين سخن را ابراهيم خليل