معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٨٢ - مدخل
است، كه مؤلف نقاد ٣ نمونه از آنها را نقل و نقد مىكند.[١]
٥. نوع پنجم روايايت است كه درباره حضرت قائم (عجل الله فرجه) آمده و مردم را به قرائت مصحف حضرت على (ع)- كه از پدرانش (عليهمالسلام) به او ارث رسيده- الزام مىكند. محدث نورى مىگويد اگر مصحف على (ع) با مصحف موجود اختلاف نداشت، چنين الزامى درست نبود. و مؤلف ٥ مورد از اين احاديث را نقل و نقد مىكند و نگارنده اين سطور سه نكته در پاسخ محدث نورى عرضه مىدارد:
الف. شايد الزام به قرائت از مصحف حضرت على (ع) به دليل حواشى روشنگر آن بوده است و مسائل ديگرى غير از اختلاف متن. البته متن مصحف حضرت على (ع) به ترتيب نزول مرتب بوده است، نه به ترتيبى كه مصحف عثمانى موجود دارد.
ب. دسترس يافتن جامعه شيعه به امام غائب و اينكه چند صدهزار و بعدها چند ده ميليون مسلمان شيعه از يك متن واحد قرائت كنند، ناممكن است و اگر هم بگويند عقلًا امكان دارد، در پاسخ مىگوييم، ولى عملًا امكان ندارد. و تكليف مالايطاق است.
ج. سوم اينكه در ازاى اين احاديث دهها حديث ديگر هم هست كه با سند بهتر و اعتبار روشنتر است و در آنها ائمه اطهار همين مصحف موجود عثمانى را تأييد و به قرائت آن ترغيب فرمودهاند. پس اين دو دسته احاديث با هم متعارض در مىآيند.
٦. نوع ششم رواياتى است كه مىپندارند بر افتادن آيه يا جمله يا كلمهاى دلالت دارد، و بزرگان نقد حديث روشن كردهاند كه آنها افزودههاى تفسيرى و شرح و بيان [مترادفگونه] و نظاير آن است، نه از لفظ نصّ قرآن، ولى قائلان به تحريف، مذبوحانه به آنها تمسك مىجويند. سپس مؤلف دانشور سه نمونه از آنها را مشروحاً طرح و رد مىكند.
٧. نوع هفتم رواياتى است كه در فضايل اهل بيت (عليهمالسلام) است. اين
[١] . همان، صص ٢١٨- ٢١٦.