معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٥٠ - محتواى اصلى كتاب
عرب است، قصههاى مردمى و افسانههاى بومى و فولكوريك عرب است، و قرآن خواسته از اينها استفاده كند؛ بهعنوان ابزار و بهعنوان پل؛ اما اينكه اصل حادثه را بپذيرد، اين گونه نيست.
اين پاسخى به غربىها است كه مىگويند قرآن شما در بردارنده يك سرى مسائل بىاساس است، پس نمىتواند وحى باشد، بلكه ساخته و پرداخته تخيّلات پيامبراكرم (ص)، و در نتيجه ساخته بشر است. مىخواهد جواب دهد كه هيچ منافاتى ندارد كه وحى باشد، ولى هيچ گونه اعترافى به اين وقايع كه شما مىگوييد بىاساس است، نداشته باشد.
اين گروه (صاحبان نظريه سوم) چنان كه ديده مىشود از قرآن دفاع مىكنند و حُسن نيت هم دارند.
پرسش اصلى همين است كه اكنون چه بايد كرد؟ آيا نظريه اول را كه مىگويد همه قرآن واقعيت و عينيت دارد را بپذيريم؟ جواب آنها را كه مىگويند اين رويداد به اثبات نرسيده را چه بدهيم؟
اين نظريه «الفكر الاسلامى الحديث» چنان گسترش يافته و شايع شده و همه جا را گرفته كه به دانشگاههاى ما نيز رسيده است. البته از مصر شروع شده است.
كسانى را كه اين نظريه را باور دارند، نمىتوان بىدين يا ضدّ قرآن دانست؛ بلكه آنان مىگويند، از قرآن دفاع مىكنيم، و گمان مىكنند اين سخنان، دفاع از قرآن است، بنابراين نبايد چوب و چماق بهدست گرفت كه تو كافر و بىدين هستى، و گرنه مىگويد: ببخشيد با شما سخنى ندارم! بايد دلايل قوى ارائه كرد، هنر اينجا است.
استاد در ادامه در راستاى اثبات حقيقت داشتن گزارههاى تاريخى و واقعيت داشتن داستانهاى ياد شده، موارد بسيارى از داستانهاى قرآن را مورد ريزنگرى تاريخى- تطبيقى قرار داده است؛ مانند داستان فرزندان آدم، قوم عاد و ثمود و ناقه صالح، و اصحاب كهف و رقيم و هويت آنان.[١]
استاد در ادامه فصل پنجم، به تفصيل از موضوع جنجال برانگيز ذوالقرنين يا كورش سخن مىگويد كه محورهاى اين بحث عبارتند از: هويت ذوالقرنين، هجوم او به سرزمين فارس يا مغرب خورشيد، توقف او در ساحل درياى اژه در كنار درياى سرخ رنگ (عين حمئه)، لشكركشى او به ديگر سرزمينها و
[١] . همان، صص ٤٦٨- ٤٥٢.