معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٧ - محتواى اصلى كتاب
تذكير و تأنيث در برخى موارد و ...[١]
٥. بازنگرى داستانهاى قرآن: نويسنده در پنجمين و آخرين فصل كتاب، پس از ذكر مقدمهاى اندر باب فايده داستان و داستانسرايى و روايتهاى تاريخى و روش قصهپردازى در قرآن و ويژگىهاى قصص قرآنى، به بررسى اهداف قرآن از نقل قصهها و فلسفه تكرار قصص در قرآن پرداخته و هنر تصويرگرى و مكتب آزاد هنرى آن را نمايانده است. همچنين ديدگاههاى برخى قرآنپژوهان عرب مانند احمد خلف الله، طه حسين، على عبدالرزاق، خليل عبدالكريم و ديگر نوانديشان مسلمان را كه زبان قرآن را در نقل داستانها، زبان تمثيل دانستهاند، مورد نقد و تحليل قرار داده و در پى اثبات اين حقيقت برآمده كه قرآن هر چند از زبان هنر به بهترين شكل بهره برده و مكتب هنرى ويژه براى خود داشته، اما همواره بر عنصر واقعيت، پاى فشرده و اساساً بهعنوان يك منشور هدايت، به بهرهورى از خيالپردازى نيازى نداشته است.[٢]
استاد در توضيح بيشتر اين ديدگاه در مصاحبهاى چنين مىگويد:
در رابطه با قصص قرآنى سه نظريه وجود دارد؛ نظريه اول اين است كه اين داستانها واقعيت و حقيقت عينى دارد و قرآن براى تربيت انسانها از قضاياى عينى، شاهد جسته و از حوادث واقعى بهره گرفته است، زيرا يكى از اصول تربيت صحيح اين است كه شواهدى كه ارائه مىشود، تخيّلى نباشد.
نظريه دوم اين است كه اين قصهها جنبه سمبليك دارد و نوعى تخيّل و صحنهسازى است، يعنى براى حُسن يا قبح يك عمل، يا يك صفت، يا يك حالت، صحنهاى تخيّلى ايجاد مىكند تا از آن براى اثبات مدعا كه همان حُسن و قبح و زشتى و زيبايى آن صفت يا عمل باشد بهره جويد.
اين نظريه كه شايد عمر آن چند دهه باشد؛ مىگويد قرآن از عنصر تخيّل استفاده كرده و هدف او تربيت است؛ مانند كتاب كليله و دمنه كه كتابى تربيتى- اخلاقى است و براى نشان دادن حُسن يا قبح برخى از صفات و كمالات؛ صحنههاى تخيّلى ارائه مىدهد. مثلًا براى اينكه انسان بايد
[١] . همان، صص ٤١٧- ٣٦٨.
[٢] . همان، صص ٤٥١- ٤١٨.