معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٢٧ - توجيه مقبول درباره روايات«سبعة أحرف»
١. رواياتى كه قابل حمل بر جواز قرائتِ قرآن با لهجههاى مختلف است، مانند روايت: ١، ٢، ٣ و ٤ از يازده روايتى كه قبلًا ذكر شد.
٢. رواياتى كه حاكى از جوازِ تبديل عباراتِ قرآنى به مشابه آن است، مانند روايت: ٥، ٦ و ٧.
٣. رواياتى كه ناظر به بطون و لايههاى معنايى گوناگون قرآن است، مانند روايت: ٨ و ٩.
٤. رواياتى كه ناظر به تقسيم موضوعات و مفاهيم قرآنى است، مانند روايت: ١٠ و ١١.
رواياتِ دسته دوم كه حاكى از جواز تبديل نص قرآن به مرادف و مشابه مىباشد، پيش از اين اشكال آن بيان و نادرستى آن كاملًا آشكار شد. اما روايات دسته سوم و چهارم از حيث مضمون، قابل قبول و بىاشكال به نظر مىرسد؛ ولى به مسأله قرائات ربطى ندارند؛ زيرا مفاد رواياتِ دسته سوم، به بطون و لايههاى معنايى عبارات قرآن ناظر است و روايات دسته چهارم به تقسيم موضوعات قرآنى ناظر مىباشد.
اما آنچه ممكن است بهعنوان دليل بر اعتبار قرائات گوناگون مورد استناد قرار گيرد، رواياتِ دسته اوّل مىباشد كه مفاد آن جواز قرائتِ قرآن به چند وجه است. در معناى اين روايات دو احتمال، در خور بحث و بررسى است:
١. رواياتِ ياد شده را به قرائاتِ هفتگانه يا همه قرائاتِ مشهورى كه به نظر اهل فن داراى ضوابط قبول هستند ناظر بدانيم.
٢. رواياتِ مزبور را به لهجههاى گوناگونى ناظر بدانيم كه ناخودآگاه و ناخواسته در كيفيت قرائت اشخاص تأثير مىگذارد و رهايى از آن دشوار است.
اما راجع به بخش نخست از احتمال اوّل بايد گفت، چنانكه محققان و اهل فن نوشتهاند، هيچگونه رابطهاى بين حديث أنزل القرآن على سبعة أحرف با قرائات هفتگانه وجود ندارد؛ زيرا قاريانِ اين قرائات، در زمان نزول و عصر صحابه وجود نداشتند و انحصار قرائتهاى گوناگون در هفت قرائت، در آغاز