معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٢٨ - توجيه مقبول درباره روايات«سبعة أحرف»
سده چهارم هجرى توسط ابىبكر بن مجاهد صورت گرفت.[١]
ابوشامه مىنويسد:
گروهى كه تخصص در اصولِ علم قرائت ندارند، گمان بردهاند كه قرائتِ هر يك از قراء هفتگانه همان است كه پيامبر (ص) در حديث أنزل القرآن علي سبعة أحرف از آن ياد كرده و هر يك از اين قرائات حرفى از حرفهاى هفتگانه است. كسى كه اين مطلب را به ابن مجاهد نسبت داده به خطا رفته است.[٢]
ابومحمدِ مكى، گويد:
كسى كه گمان كند قرائت هر يك از اين قراء يكى از حرفهاى هفتگانهاى است كه پيامبر (ص) بدان تصريح نموده، در اشتباهى بزرگ است.[٣]
ابن تيميه مىگويد:
عالمانِ مورد اعتنا، اتفاق رأى دارند كه مقصود از حروف هفتگانهاى كه پيامبر (ص) از آن ياد كرده، قرائات سبع نيست؛ بلكه نخستين كسى كه اين قرائات را گرد آورد، ابن مجاهد بود ... و منظور او اين بود كه قرائات مزبور با عدد حروف هفتگانه قرآن [كه در حديث آمده] موافق و برابر شود، نه اينكه اعتقاد وى و ساير علما اين باشد كه اين قرائات همان حروف هفتگانه است.[٤]
اما بخشِ دوم از احتمال اوّل در معناى احاديثِ مورد بحث اين است كه بگوييم احاديث مزبور حاكى از قرآن بودنِ همه قرائاتِ مشهور و داراى ضوابط قبول مىباشد و عدد «سبع» براى بيان كثرت است؛ لذا افاده حصر نمىكند. بر اين اساس، هر يك از قرائاتِ غير شاذ كه تحت ضوابطِ ارائه شده از سوى بزرگان فنّ قرائت قرار گيرد، معتبر و صحيح بوده و قرآن شمرده مىشود.
احتمال ياد شده در معناى رواياتِ مورد بحث نيز قابل قبول نيست؛ زيرا
[١] . بدرالدين زركشى، البرهان فى علوم القرآن، ج ١، ص ٤٧٥؛ ر. ك: محمدهادى معرفت، التمهيد فى علوم القرآن، ج ٢، صص ٨٣- ٨١.
[٢] . ابوشامه مقدسى، المرشد الوجيز، ص ١٤٦.
[٣] . همان، ص ١٥١.
[٤] . تقىالدين ابن تيميه، التفسير الكبير، ج ٢، ص ٢٦٠؛ محمد بن محمد دمشقى( ابن جزرى)، النشر فى القراءات العشر، ج ١، ص ٣٩.