معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٤٠٣ - واژه قرائت در عهد صحابه
همان يك قرائت را كلام خدا بداند، ولى در عين حال به اين نتيجه برسد كه شارع، نماز خواندن با هر يك از قرائتهاى مشهور را از باب تسهيل امر بر امت و امثال آن، اجازه داده است. به يقين هنگامى يك قرائت حجت خواهد بود كه قرآنيتِ آن ثابت شده باشد؛ زيرا مفاد قرائتى كه منشأ آن اجتهاد يا اشتباه قرّاء باشد، دليل و حجت به شمار نمىرود و مفاد آن را نمىتوان به خدا نسبت داد؛ بنابراين حجيت فراتر از جواز قرائت در نماز است و آنچه اكنون مورد بحث ما مىباشد، حجيت قرائات است كه از مباحث اصولى و علوم قرآنى است. اما مسأله جوازِ قرائت به قرائتهاى مشهور در نماز، يك بحث فقهى و از محل بحث ما خارج است، با اين حال برخى از مطالبى كه در راستاى هدفِ اين پژوهش (حجيت قرائات) آوردهايم، براى بحث فقهى نيز مفيد و كارآمد خواهد بود.
به اقتضاى سيرِ منطقى و علمى بحث، نخست اصطلاح قرائت و سيرِ تحول معناى آن را تبيين مىكنيم؛ سپس آراى مختلف در حجيت قرائات را مورد نقد و بررسى قرار مىدهيم؛ پس از آن، ديدگاه استاد معرفت را گزارش و تبيين مىكنيم و در بخش پايانى، شواهد و دلايل ترجيح رأى استاد بر ساير آرا را عرضه مىكنيم.
واژه قرائت در عهد صحابه
واژه «قرائت» در عصر صحابه به معناى قرائتِ نص قرآن همراه با تفسيرِ مختصر آن به كار مىرفت؛ زيرا مصاحفِ صحابه، افزون بر نصّ قرآن، تفسير مختصر آيات را كه از پيامبر (ص) آموخته بودند نيز در بر داشت. شيوه رسول خدا (ص) آن بود كه قرآن كريم را ده آيه ده آيه، همراه با تفسير آن به مسلمانان مىآموخت.[١] صحابه به شيوهاى كه از پيامبر (ص) فراگرفته بودند، قرآن را با
[١] . ر. ك: محمد بن جرير طبرى، جامع البيان فى تفسير القرآن، ج ١، ص ٢٧؛ على بن حسام الدين عبدالملك المتقى الهندى، منتخب كنز العمال، ٢، ص ٣٤٧، حديث شماره ٤٢١٣ و ٤٢١٥. دو روايتِ كنز العمال، شيوه مزبور را به صراحت به رسول خدا( ص) نسبت داده است.