معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٨٥ - فصل اول ديدگاه علامه طباطبايى(ره) درباره حقيقت قرآن
القراءة و العربية ليعقله الناس و الًا فإنه- و هو في ام الكتاب- عندالله علي لا يصعد اليه العقول، حكيم لا يوجد فيه فصل و فصل و في الاية تعريف للكتاب المبين و أنه اصل القرآن العربي المبين.[١]
آيات شريفه:
فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ* وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ* إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ* فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ* لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ* تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ[٢]
نيز در سياق آيات شريفه سوره زخرف است. چون از ظاهر اين آيات هم بهخوبى بر مىآيد كه براى قرآن كريم مقام و موقعيتى در كتاب مكنون بوده كه جز پاكان كسى با آن تماس ندارد و تنزيل بعد از آن بوده است. پس قرآن قبل از تنزيل، جايگاهى در «كتاب مكنون» داشته است؛ همانكه در سوره زخرف از آن به «ام الكتاب» و در سوره بروج به «لوح محفوظ» ياد شده است:
بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ* فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ.[٣]
اين لوح از آن جهت محفوظ است كه دگرگونى در آن راه ندارد و روشن است قرآنى كه بايد به تدريج نازل شود، هيچگاه از ناسخ و منسوخ و تدريجى كه خود نوعى تبدّل است، خالى نيست. پس «كتاب مبينى» كه اصل قرآن و خالى از تفصيل و تدرّج است، امرى است غير از اين قرآن نازل شده و قرآن مُنزَّل به منزله لباسى براى آن است.
همين معنا كه قرآن در مرتبه تنزيل نيست به «كتاب مبين»- كه ما آن را حقيقت كتاب مىناميم-، به منزله لباس است براى اندام صاحب لباس، مثال است براى حقيقت، مَثَل است براى هدف مورد نظر از كلام مصحح آن است كه قرآن احياناً بر اصل الكتاب نيز اطلاق شود، چنانكه در آيه بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ* فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ[٤] و آيات ديگر اين تعبير آمده است.
اين نكته سبب شده كه آياتى نظير؛
[١] . سيدمحمدحسين طباطبايى، الميزان فى تفسير القرآن، ج ٢،( مج ١- ٢)، ص ١٧.
[٢] . واقعه، آيات ٨٠- ٧٥.
[٣] . بروج، آيات ٢٢- ٢١.
[٤] . بروج، آيات ٢٢- ٢١.