معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٦٠ - دو اشكال و پاسخ به آنها
گرفته مىشود، زوجه است گر چه احكام او با زوجه دايمى كمى تفاوت دارد. ثانياً آيهاى را كه ناسخ فرض كردهاند در سوره مؤمنون است كه تماماً مكّى است و كسى اين آيه را استثنا نكرده است.[١]
دو اشكال و پاسخ به آنها
١. يك اشكال آن است كه فقها در مسأله ناسخ و منسوخ شرط كردهاند كه نزول آيه ناسخ بايد متأخر از آيه منسوخ و مدتى پس از عمل به آيه منسوخ باشد.
اما در مسأله مطلق و مقيد و عام و خاص چنين شرطى نكردهاند. بنابراين لازم نيست نزول آيه خاص و مقيد متأخر از نزول آيه عام و مطلق باشد، بلكه در هر صورت چه نزول آيه خاص و مقيد متقدم بر نزول آيه عام و مطلق باشد و چه متأخر از آن دو بايد عام و مطلق با توجه به خاص و مقيد تفسير شوند.
بنابراين شناخت مكى و مدنى گرچه در شناخت آيات ناسخ از منسوخ نقش تعيين كننده دارد، اما در شناخت خاص از عام و مقيد از مطلق فايده و اهميتى بر آن مترتب نيست. در نتيجه بخشى از نظر استاد در بيان اهميت و فايده مكى و مدنى ناپذيرفتنى خواهد بود.
در پاسخ به اين اشكال بايد گفت كه ديدگاه استاد در اين مسأله مخالف ديدگاه مشهور ميان فقها و اصولين نيست و مقصود ايشان آن نيست كه در بحث مطلق و مقيد و عام و خاص نيز همانند ناسخ و منسوخ، نزول آيات خاص و مقيد بايد متأخر باشد تا بتوان آن را بر مطلق و عام حمل كرد. برداشت من از اين عبارت استاد آن است كه از مجراى دانش مكى و مدنى به علاوه اسباب نزول، محقق و مفسر مىتواند زمان، موقعيت، شرايط، احوال و ظرفى كه آيات عام، خاص و مطلق و مقيد در آن نازل شده است را بهدست آورد و از آن در جهت تفسير صحيح متن بهره بگيرد و هم با مراحل و سير
تشريع احكام آشنا شود تا فقيه بتواند در تبليغ دين از آنها بهره گيرد.
[١] . ر. ك: همان، صص ٨١- ٧٨.