ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٩٦ - پايان سخن و سخن پايانى
نگاهداشتى كه در جلوى آنها است؛ يعنى جلوى اين عزت و يا جلوى حقايق؛ و اين همان گونه كه گفته شد هفتاد هزار حجاب از نور و ظلمت است، يعنى از روحانيات و جسمانيات و يا از صفات ثبوتى و سلبى، و اين بدان دليل است كه گفته شد هر ادراك بشرى ظاهرى و يا باطنى به سبب لازمش تقيّد و تعيّنى مناسب خودش دارد و به اين سبب از حيث قوّت و مدّت و عدّت متناهى مىباشد، پس نسبتش به حق مطلق متناهى نسبت متناهى است به نامتناهى، چه نسبت خاك را با رب الارباب؟
٤٤٨/ ٥ پس هر كس در فعل و يا قول راست بود، خواه كامل باشد و يا غير كامل؛ تويى كه او را موفق داشته و راست (كردار و گفتار) داشتهاى، چون او اثر قبول ازلى غير معلّل تو است، و هر كس راههاى رضاى ترا بر مراتبش- خواه شريعت باشد و يا طريقت و يا حقيقت- نادرست پيمود؛ تويى كه او را محروم داشته و راندهاى، چون او اثر وازدن ازلى غير معلّل تو است، اگر كسى در تو رغبت و تمايل پيدا كرد؛ و ترا نه براى مقصدى معيّن و يا آنچه كه در نزد تو از برخى كمالات نسبى است طلب كرد؛ به سبب آن چيزى است كه تو الهام كردى و يكى از آن دو را زينت دادى و در نظرش آراستى، و اگر از بعضى جهات با تو موافقت داشت، چون اين از تمام جهات در علم تو به خودت و به اشيا- يعنى حقايق و خواص آنها- امكانپذير نيست؛ به سبب آن چيزى است كه تو برايش آشكار و روشن نمودهاى.
٤٤٩/ ٥ و ما بيان عمل را بر علم از آن جهت پيش انداختيم كه يا اين است كه آن (عمل) مقصود از آن (علم) است؛ و اين نسبت به مبتدى و تازهكار است، و يا براى اين است كه عمل او را- پس از فضل و كرم الهى- منتهى به علم شهودى يقينى مىكند، و اين نسبت به متنتهى مىباشد.
٤٥٠/ ٥ و مناجات تا اينجا حكايت كننده رازهاى بيان الهى: مالك يوم الدين، يعنى:
فرمانرواى روز جزا (٤- فاتحه) مىباشد، براى اين كه نشآت؛ تمامش ثمرات و نتايج است، و چون همگان به تو و از تو و به سوى تو رهسپاراند گوييم: استغاثه و استعانت و استدعا (فريادرسى و يارى خواستن و درخواست) يعنى تكرار كردن سبحانك سبحانك (تو پاك و منزّهى) بيان وحدت ذاتى كمالى اطلاقى او است از هر تقيّدى از تنزيه و تشبيه؛ سپس (بيان)