ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ١٧٦ - مقام سوم در اين كه ادراك شونده از حق سبحان كه موضوع علم است و مطلوب در آن
و ميانه بين نزديك و دور و كوچك و بزرگ را ادراك نمىكند، بنابر اين چشم؛ دور را- مانند حركت حيوان كوچك از مسافت دور و حركت قرص خورشيد و ستارگان را- و نزديك را- مانند هواى متصل به كاسه چشم و يا خود چشم خانه را- ادراك نمىكند، و همينطور از ادراك اشياء كوچك و ريز- مانند ذرات غبار- و از ادراك اشياء بلند- مانند قرص خورشيد در حال تمام نور در بالاى سر- عاجز و ناتوان است، چون او (اگر لحظهاى به خورشيد مثلا نگريست) گمان مىكند كه در آن سياهىاى است، اين به واسطه عجز و ناتوانيش از ادراك خورشيد است، با اين كه وسط؛ كانون نور است (نه سياهى) همين طور بينشها از ادراك معقولات كوچك- مانند مزاجهاى جزئى و تغييرات جزئى از نموّ و پژمردگى و غير اينها كه در هر لحظهاى واقع مىگردد- عاجزند، و همينگونه از ادراك حقايق عالى- مثل ذات حق و حقايق اسماء و صفات او- عاجزاند، مگر با عون و مدد حق.
٣٩٧/ ٣ بنابر اين با اين بيانات توفيق بين سخن رسول خدا ٦- هنگامى كه از او پرسيده شد آيا خدايت را ديدهاى؟- فرمود: نور است چگونه مشاهدهاش كنم؟ يعنى نور مجرد امكان مشاهدهاش نيست، و بين آنچه كه از ابن عباس از ديدن رسول خدا ٦ پرسيده شده بود داده مىشود كه گفت: خدايش را ديده بود؛ و اين سخن را (يعنى سخن ابن عباس را) به عايشه خبر دادند و عايشه سخن اول را گفت (و سخن عايشه را به ابن عباس گفتند) گفت: واى بر تو! اين در مقامى است كه تجلى در نور خودش كند (يعنى تجلى ذاتى) كه خودش هم در نورش است، يعنى مشاهده- به اعتبار تجرد ذات از مظاهر- محال است، ولى در مظاهر و از آن سوى حجاب و پردههاى مراتب؛ ادراك امكان پذير است، چنان كه گفتهاند:
|
مانند خورشيد كه آشكارى چهرهاش ترا از مشاهدهات باز مىدارد |
ولى اگر ابر نازكى آن را بپوشاند امكان مشاهدهاش هست |
|
٣٩٨/ ٣ و بيان حق تعالى بدين امر- ظهور نورش در مراتب مظاهر- اشاره دارد كه فرموده: اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ- يعنى خداى نور آسمانها و زمين است- سپس فرموده:
نور على نور- نورى بر نورى- پس يكى از دو نور ضياء است و ديگرى نور مطلق اصلى، از اين روى سخن را تمام كرده و فرموده: يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ- خداوند به نورش هر كه را