ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٩٥ - پايان سخن و سخن پايانى
٤٤٣/ ٥ گويم: آرى! براى اين كه وازدن و شرّ براى نبودن قابليت است و آن هم ازلى است و علّت بردار نيست، و نبودن قابليت به دو وجه علّت نيست: يكى اين كه عدم است و ديگر اينكه از جانب قابل است. بنابر اين از پخش احسان و فضل و كرم بىپايان تو ناتواناند و درماندگيشان را از قيام به حق حمد و سپاس تو مشاهده كردند، يا به واسطه امتناع تمام فرا گرفتن متناهى؛ حق نامتناهى را، چون قواى ظاهرى و باطنى متناهىاند، و يا به واسطه امتناع تمام فرا گرفتن حادث؛ حق فضل و برترى قديم را، و يا به واسطه، امتناع ادراك كنه و حقيقت فضل را، تا چه رسد به تمام فرا گرفتن حق آن را.
٤٤٤/ ٥ مناجات تا اينجا اسرار و رازهاى رحمانى و رحيمى را از حيث خصوص عموم در اوّل؛ و عموم خصوص در دوم حكايت مىكند.
٤٤٥/ ٥ اگر گويى: اين كه گفتيم: سپاس مر خداوند را حق سپاسش و سپاسى كه آن را- دون علمش- انتها و پايانى نيست، و سپاسى كه در خور جلال وجه و كمال ذات او است- همچنان كه خودش بر خودش سپاس مىگويد و غير اين از اين نوع سپاسها كه وارد شده- تمام فرا گرفتن را نمىرساند؟
٤٤٦/ ٥ گوييم: اين اجمال دليل عجز و ناتوانى از تمام فراگرفتن است نه عين تمام فرا گرفتن، از اين روى گوييم: پس كمال زبانآورى آنها از ستايش واجبت به اين عبارات؛ ابهام است و پوشاندن و پنهان كردن، و تمام بيان آنها از كنه و حقيقت سرّ تو ابهام است، و منتهاى علم آنها به تو عبارت است از علم كاملان، و آن حيرت و سرگشتگى كبر است در هر مشهد و مقامى؛ يعنى در هر چه كه بدان شهود به واسطه وجود تعلق مىگيرد، همچنان كه پيش از اين گفته شد.
٤٤٧/ ٥ زيرا حيرت كبرا در ايجاد هر موجودى متحقق است، و اين پوشاندن و پنهان كردن و حيرت كبرا به واسطه استيلا و غلبه ناتوانى و نقص امكانى است بر آنها، يعنى به واسطه امكان و حدوث آنها و درماندگيشان به سبب آن دو از روى آوردن به سوى پروردگار و احاطه و دوام احاطه و امثال اينها كه گفته شد، و نيز ضعف دو نيروى بينايى و بينش آنها، يعنى ادراكات ظاهرى و باطنى آنها از دريدن حجاب و پرده عزت اطلاقى و حجاب صون و