ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٤٩ - سئوال پانزدهم اول بودن مراتب از جهت وجود و يا مرتبه معنوى چيست؟
تغاير اين دو به سبب دو نسبت حق و انسان كامل؛ حكم يكى از آن دو شباهت به حكم ديگرى پيدا كرده است. و ما از آن جهت گفتيم در آغاز درجاتش كه كامل پس از استهلاك و بازگشت از حق به خلق براى ارشاد و تكميل و يا ترقى در مراتب اكمليت؛ اين شهود بر صفت استهلاك براى او باقى نمىماند.
٢٨٨/ ٥ سپس گوييم: بين اين معرفت، يعنى به واسطه تقابل دو نسخه و معرفت نخستين يعنى انسان مجموع آنچه در عالم است مىباشد- يعنى تفصيل صور اسماء حق تعالى- و عالم نزد او مانند يك صورت است و آينه وجود او مىباشد و او هم آينه احوال عالم؛ دو فرق بزرگ است؛ براى اينكه اين معرفت بر پايه ذوق توحيد ذاتى و قرب فرايض و جدا نبودن مظهر از ظاهر است و معرفت نخستين بر پايه توحيد وصفى و قرب نوافل و مشاهده مظهريت است، و محاكات و مضاهات (همانندى) بين دو مظهر و يا بين مظهر و ظاهر برابر است، بين اين دو چه مقدار فرق است؟
٢٨٩/ ٥ اين دو فرق را از راه ذوق نمىتواند شناخت مگر آن كس كه نخست خود را شناخته باشد به اينكه وجودش اضافى است و حقيقتش نسبت علمى است و حال امكانيش عدمى است، و پروردگارش را شناخته باشد كه وجود در واقع خاص او است؛ و آنچه را كه پيش از معراج تحليل و وصول به خدا- حال سلوكش و پيش از سلوكش- درك كرده بشناسد و در هر منزلى آنچه را كه از آن (منزل) گرفته رها كند، سپس در مرتبه دوم خودش و پروردگارش و تمام اشيا را پس از استهلاك و بازگشت از حق به خلق بشناسد، و اين بازگشت يا براى ارشاد و تكميل است، يعنى آگاهى دادن طالب سالك است بر آنچه كه در راه رفت و آمد مشاهده مىكند، و يا (اين بازگشت) براى ترقى در مراتب اكمليت است- البته اگر تنها باشد و ملزم به ارشاد نباشد- براى اينكه شأن چنين شخصى اين است كه از جهت ذوق؛ بين حالت استهلاك در جلال الهى و بين آنچه پيش و پس آن است جدا كند.
٢٩٠/ ٥ اما آنچه پيش از آن است؛ براى اينكه او را هيچ شناختى به ذوق استهلاك نيست. و اما حال استهلاك؛ هيچ ملاحظه و نگرشى به دو طرف نيست.
٢٩١/ ٥ و ما اين جواب را از بيان اول بودن مراتب بتأخير انداختيم كه بناى اين ذوق بر