ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٧٢٣ - سئوال سيزدهم اجناس عالم همگى از بالا و پائين چگونه بعضى در بعض ديگر اثر مىگذارند
حقيقتش اين حكم مطلق را در مقام محاذات و برابرى درست ادراك مىكند، و از بين رفتن حجابهايى كه حايل بين او و بين آنچه كه شأن آن اطلاق است به سبب محاذات با يكى از دو وجه ديگر حقيقتش امكانپذير است.
٢٠٥/ ٥ اگر گويى: در تفسير فاتحه آمده كه: انسان بسيط خالص است و حقيقت را آن گونه كه هست ادراك نمىكند، چون ادراكش جز به واسطه اعتبار حيثيتهاى چندى قابل تصور نيست.
٢٠٦/ ٥ گويم: اين در غير محاذات درست است، و چون دانستى كه اثر در آنچه از او و در او ظاهر است از باطن مىباشد بدان: هرچه تعدّد دارد و داراى شمار است؛ تفصيل حكم احوال باطن است كه در وجود ظاهر شده است، با اينكه باطن نيز از حيث وحدتش عين وجود است- ولى بدون تعيّن مظهرى-.
٢٠٧/ ٥ پس دانستى اثر عبارت است از صورت شأنى از شئون حق و حالى از احوالش، و سرّ آن اين حال است و اثرگذار- در اعتبار كردن- باطن آن است و اثرپذير ظاهرش، و در حقيقت هر دو ذات اويند ولى به واسطه دو نسبت ظهور و بطون كه نسبت به مدارك ما تحقق دارند- نه در واقع- و دانستى كه نسبت اثر به چه كسى درست است و چه زمانى درست است و از چه وجهى امكان دارد و از چه وجهى ندارد، پس (نسبت اثر) به مظاهر- از حيث باطن آنها- درست است و نسبت (آن) به باطنها از آن حيث كه از حيث ظهور- بالذات و للذات- احوالاند درست است، و راز بيان آن كس را كه گفت: حق تعالى ذاتا قادر است چون در حقيقت اثربخش است و قدرتش عين ذاتش مىباشد خواهى دانست؛ چون آن (قدرت) نسبت است و نسبت داراى وجودى نيست، و راز بيان آن كس را كه مىپندارد قدرت غير است و در وجود صفتى زايد است خواهى دانست، يعنى او به واسطه جمود و بسنده كردن بر ظاهر مىپندارد كه تميّز؛ در حقيقت همان تميّز در وجود است، و راز بيان آن كس را كه افعال را براى بندگان ثابت مىكند خواهى دانست، يعنى از حيث صورت و به سبب تعيّن آنها (افعال) به حسب آنان، و نيز راز بيان آن كس كه افعال را از بندگان نفى مىكند، يعنى از حيث حقيقت خواهى دانست.
٢٠٨/ ٥ در اين حال مشاهده خواهى كرد كه هر دستهاى از وجهى درست مىگويند، ولى