ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٥٥ - فصل دوازدهم از فصول باب در اسرار كلام است كه عبارت از نسبت بين ظاهر و مظاهر مىباشد
انحصار اجناس و انواع كه در نزد همگان معروف است، و اجناس اين شئون و انواع آن؛ فرشتگان و جنّ و آسمانها و ستارگان آنها و عناصر و مولّدات (سهگانه) آن و انبياء و رسولان و خلفا و كاملان و مردان عدد- از اوليا- مىباشند كه نسبتشان از صور وجودى؛ نسبت اعضاى رئيس و نسبت مفاصل است به صورت انسانى ظاهر، و اجناس هم داراى مراتب مختلفاند كه هر مرتبهاى را اهل و احوال و زبانها و ترجمهها و احكام مىباشد، و انبيا يك قسم از اين اجناساند؛ و همينطور رسولان و ديگر اولياء؛ و كتابها و صحيفههاى فرود آمده قسم ديگرى از اقسام اجناس است.
١١٣٧/ ٤ پس صور مفاتيح اولين كه عبارت از صور اصول است؛ آدم و شيث و ادريس و نوح : مىباشد كه خضر ٧ با اينان جمع مىآيد.
١١٣٨/ ٤ و اما صور حقايق اصول؛ ابراهيم و موسى و داود و عيسى : است كه جامع كل؛ پيغمبر ما محمد ٦ و عليهم است، و امتها و حالات امتها و درجات و شرايعشان به حسب آنچه گفتيم تقسيم مىشود، و همينطور ديگر انبيا.
١١٣٩/ ٤ در شهرى از مصر؛ در مشهدى غيبى و كمالى- در حال شهود حقيقت خلافت- از پيش رو به خطاب صريح الهى به امورى چند آگاهى داده شدم: از جمله اينكه: تاكنون حدود دو هزار خليفه از غيب ظاهر شدهاند، و همينطور شمار صفهاى اهل محشر و محدود بودنشان در يكصد و بيست صف؛ كه هشتاد صف از آنها خاص اين امت است و چهل صف خاص ديگر امتها، و آن عددى است كه اختصاص به قسمى از اقسامى كه بدان اشاره كردهام دارد، و اگر شرح هر قسمى و بيان صورت مطابقه آن نياز به بسط فراوان نداشت بيان مىداشتم؛ ولى اين هم ما را از بيان مقصود بيرون مىبرد، و اين فقط آگاهى دادنى است تا دانسته شود كه خطاب حق تعالى بهر رسولى و بهر كتابى عبارت است از ترجمه حال رسول با حق؛ از حيث ارتباط او با امّتش و از حيث آنچه كه امت با او مشاركت دارد، و از بين اين دو صورت حال خصوصى او روشن مىشود، يعنى از حيثى كه بدان از امّت امتياز مىيابد و از حيثى كه بدان از حق امتياز مىيابد و از حيثى كه بدان با حق اتحاد دارد و از او امتياز ندارد و از حيثى كه همانندى و مشاركت با حق مىيابد، و اين (آخرى) همان قسم خصوصى مذكور است.