ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦٥٢ - فصل دوازدهم از فصول باب در اسرار كلام است كه عبارت از نسبت بين ظاهر و مظاهر مىباشد
ما ٦ و سپس كاملان از وارثان او، از اينروى دربارهاش گفته شده: لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ، يعنى: تا خدا نارواى گذشته و آينده ترا ببخشد (٢- فتح) و آنچه از غير بازداشته و منع شده؛ براى او و آنكه خدا خواسته مباح گرديده است.
١١٢٩/ ٤ و صاحب اين آينه هر چيزى را- با پاكى خالص- مقابل مىشود تا هركس را كه خواهد به آنچه كه در ذاتش بر آن است آشكار سازد، و شأنش اين است كه صورت ذاتى اصلى هر چيزى را كه در ذات حق در ازل بر آن بوده حفظ كند، و اين در صورتى است كه مادام محاذى و برابر آن (صورت ذاتى) باشد، و اگر از كمال هم سمتيش- به واسطه اقتضاى انحراف حكم حقيقتش- انحراف و تمايل پيدا كرد؛ جز خويش را ملامت و سرزنش نكند.
١١٣٠/ ٤ و اما حكم آنكس كه از اين مرتبه فروتر است، به حسب نزديكى و دوريش از اين مقام است، وزن مطابق وزن است؛ نه شكستى هست و نه تباهى، چون اين از سنت و روش الهى است كه: وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا، يعنى: و روش خدا را تغييرپذير نخواهى يافت (٢٣- فتح) پايان سخن حضرت شيخ قدس سره.
١١٣١/ ٤ دوم زبانها و عباراتى[١] است كه از احوال حق تعالى نزد آنان و با آنان و نيز از نسبتها و اضافاتى كه در اين ميان پديد مىآيد خبر مىدهد، يعنى از آن حيث كه ايشان به سبب حقايق متبوع و احوال تابعشان از مظاهر شئون و مجالى اسماء اويند و او- تعالى- آينه احوال ايشان است، يعنى به گونهاى كه اگر ذات خداوند سبحان نبود عدم محض بودند، چون هيچ ظهورى جز به واسطه نور وجود نمىباشد و او است كه در اين حالات در حال گردش است، يعنى جسته جسته و خرده خرده در آنها ظاهر مىشود؛ همچنان كه در ظهور آنها مؤثر است، چنان كه خداوند مىفرمايد: اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ، يعنى: خدا نور آسمانها و زمين است (٣٥- نور) و فرمود: كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ، يعنى: او هر روزى در كارى است (٢٩- رحمان) و امثال اينها، و به اين بخش آياتى كه دلالت بر حكمت نظرى- يعنى اعتقادات- دارد ناظر است.
[١] - اين عطف به پاراگراف شماره ١١٣٤/ ٤ سپس در مقصود ... گوييم تمام مخاطبات ربانى ... از دو امر خبر مىدهند: يكى احوال بندگان ... دوم زبانها و عبارات. م