ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦١٤ - فصل هفتم از فصول باب در راز توجه كه به نام دعا ناميده شده و احكام و اصول و لوازم آن
هست، ولى گاهى دانسته نمىشود كه منافى؛ آنچه را كه با آن مناسبت ندارد و از جهت مجهول و منافى- به واسطه عدم جامع- نمىپذيردش، و گاهى حال نفسانى است، و صاحب حال طبيعى مثلا وقتى امرى روحانى بر او وارد شود به واسطه درخواست رقيقه پنهان روحانى است كه در او- از جهتى كه نمىداند- نهفته است، لذا آن را از خود نفى و رد كرده و انكارش مىكند، و همينطور صاحب حال روحانى و عقلى.
١٠٢٠/ ٤ سپس (گوييم:) در مقابل هر انسانى كه گفتيم نسبتى خاص (از حق) است كه حكم آن به واسطه قبول خاص عبدى و استعداد حالى عينى او تعين مىپذيرد، و از اين نسبت تعين يافته از حق تعالى تعبير به اسم خاص به اين امر- از واردات و تجليات- مىشود.
١٠٢١/ ٤ و از آن جمله تجلى تنزيه و تشبيه و ردّ و انكار- كه در عالم واقع است- مىباشد، و از اين دانسته مىشود كه تجليات عام و خاص نسبت به هر كدام از اينها به حسب مراتب درخواست كنندگان و احوال طالبان و استعدادهاى ايشان است، و اين همان چيزى است كه حضرت شيخ قدس سره در تفسير گفته: هر دعايى كه از دعا كننده به زبانى از زبانها صادر مىشود؛ در مقابلش از اصل مرتبهايست كه بدان مرتبه مستند است، يعنى به حسب علم دعا كننده و يا اعتقاد اجابت آن است كه آن را دعا كننده از حيث آن زبان درخواست مىكند و به حال و وصف غالب بر او- حال دعا- تعيّن مىيابد. پايان سخن حضرت شيخ قدس سره.
١٠٢٢/ ٤ سپس گوييم: طالب خالى از اين نيست كه يا آن را از حيثى كه مىداند و نخست و با او از آن حيثيت حاضر بوده مىطلبد، و يا اينگونه نبوده، پس اگر اول (با او حاضر بوده) باشد؛ بيرون از دو قسم نمىباشد: اگر براى او شهود حقيقت آن در وقتى- با شهود اعيان لازمه آن به گونهاى كه همه در علم الهى از ازل تا ابد بودهاند- مقدّر شده باشد، در آن وقت آنچه براى او از آن در اين نشأه و هرچه از عوالم كه خداوند خواسته تعين يابد و بر آنچه كه ذاتش بهگونه مجمل حاوى آن است- با برخى از تفصيل- آگاهى مىيابد، ولى اين آگاهى- با بلنديش و كمى يافتگانش- زمانش اندك است و دوامش محال، اين هم به واسطه سرّى است كه بيانش ممكن نيست و شايد بعدا بدان اشارهاى شود.
١٠٢٣/ ٤ گويم: شايد اين به واسطه اختصاص دوام احاطه و بقاى آن به حقّ سبحان