ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٦١٣ - فصل هفتم از فصول باب در راز توجه كه به نام دعا ناميده شده و احكام و اصول و لوازم آن
علم و اعتقادش است و مزاج و حال نفسانى و طبيعى جسمى او و حكم غالب آن (علم) كه از آن تركيب مىيابد و حال طلب از آن زائيده مىشود، و هر يك از دو سئوال- يعنى براى حاجت ذاتى و يا صفاتى- گاهى لفظى است؛ و لفظى يا معيّن است، چنانكه گويى:
پروردگارا! اين چنين به من عطا كن، و يا آنكه غير معين است، چنان كه گويى: پروردگارا! آنچه مصلحت من است به من عطا كن، خواه هر كدام از آنها طلب وجود باشد و يا طلب كمالات ملايم (وجود).
١٠١٧/ ٤ دوم هدف است: و آن يا معيّن است و يا غير معين، و آن مطلق حصول آن چيزى است كه طالب در وجودش بدان محتاج است- البته اگر عطا ذاتى باشد- و يا اينكه اسباب بقاى وجودش است- اگر عطا صفاتى باشد- و هر يك از آن دو براى تحصيل كمال است كه تحصيل آن هر طور باشد در حدّ امكان او هست، يعنى خواه بدان شعور و آگاهى داشته باشد و يا نداشته باشد؛ طبيعى باشد و يا نفسانى و يا روحانى و يا عقلى و يا ربانى باشد كه اقسام درخواستها به زودى گفته خواهد شد.
١٠١٨/ ٤ سوم آن چيزى است كه طلب از آن برمىخيزد: اگر مطلوب غير معين باشد؛ طلب او حكم حقيقت جامع است كه به احديت خود در او سارى است، و اگر معين باشد، تعيين آن به واسطه غلبه حكم بعضى از حقايق و اجزاى انسانيت است كه ذات انسان مشتمل بر آنها است، بنابراين انواع درخواستها به مقدار آنچه كه ذات طالب و نشأه او از قوا و حقايق و احكام مراتب حاوى و فراگير است مىباشد، چون به واسطه اين نشأه مخصوص است كه شايستگى آن را پيدا مىكند كه مظهر اين مراتب و مجمع اين قوا و حقايق- حال طلب و جمع و مظهريت جمعى و تفصيلش- باشد.
١٠١٩/ ٤ و چون انسان نسخه و دستنويس جامع هر چيزى و صورت محيط و فراگير- از حيث معنى و صورت و مرتبه- به هر چيزى هست، امر توجه ايجادى الهى اقتضاى آن را كرد كه به حسب هر مرتبهاى او را طلبى باشد، پس طلب و درخواست او انواعى چند است:
طبيعى و نفسانى و روحانى و عقلى و ربّانى خالص مجرد از ديگر مواد، پس واردات الهى و اوامر و نواهى و تجليات و ديگر مطالب به حسب آنها مىباشد، و هر چيزى در آن همه چيز