ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٥٠٢ - قاعده چهارمين
قاعده سومين
٦٥٦/ ٤ قوه تأثير در غير حق (تعالى) به سبب ابتهاج او به او؛ و به حسب قرب و نزديكى او است به او؛ يعنى به واسطه نبودن واسطه و يا به علت كم بودن واسطه، و اين در هر مرتبه عقلى و نفسى و مثالى و جسمى مراعات مىشود، و همانطور كه قلم اعلا واسطه تمام موجودات است و نفس كلى واسطه آنچه كه پائينتر از خود است مىباشد، همينطور عرش نسبت به عالم اجسام و حركتش نسبت به حركت آنها (واسطه است). لذا در حكمت اشراق گفته: برزخهاى پائينى نسبت به برزخهاى بالايى خاضع و فروتناند و طبعا از آنها اثرپذيراند.
٦٥٧/ ٤ اگر گويى: پس سزاوار است كه دورتر تأثيرش از نزديكتر- به واسطه دو چندانى آثار تجليات از حق تعالى در آن گاهى به وجه خاص و گاه ديگر از هر واسطهاى از وسايط- قوىتر باشد؟
٦٥٨/ ٤ گوييم: اين پرسش را در حكمت الاشراق اينچنين پاسخ داده كه: فزونى انوار افاضه شونده و اشراقات عارضى برابر قوه كمال جوهر نيست، پس آن با كمى انوار عارضى؛ شريفتر و برتر و قوىتر از نقصانش با فزونى آنها است، لذا نور اخس (پستتر) چيزى است كه همراهش ظلمات است، و نزديك به ظلمات، دورتر از كمالات نورى است.
قاعده چهارمين
٦٥٩/ ٤ در چگونگى برانگيختگى حركت افلاك از آنچه كه نفوس آنها به واسطه اشراقات و اشعه قدسى مدبّر به دست مىآورند، يعنى تجليات الهى اسمائى كه خواه بدون واسطه باشد و يا به واسطه مظاهر پشت سر هم.
٦٦٠/ ٤ در كتاب حكمت الاشراق و شرح آن گفته: مانند حال انسان در انفعال بدنش به واسطه حركت؛ كه در نفسش از هيآت و شكلها حصول پيدا مىكند، مانند سخن گفتن با خود