ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤١٨ - اصل دهم در بيان نخستين كونى(موجودى) كه از«عما» به گونه آينگى از دو طرف كه مترتب بر دو مرتبه است تعين يافت
و بدان وجه آنچه را كه بدو مىبخشد مىپذيرد، و نيز از آن جهت كه او نخستين موجود متعيّنى است كه خودش را تعقل كرده؛ و نيز آنچه را كه از آن امتياز دارد و آنچه را كه بدان از غير خودش امتياز دارد تعقل دارد، برعكس آنكه از جهت مرتبه پيش از او بوده است- يعنى مهيّمان-.
٣٥٧/ ٤ اما از ناحيه قلم بودن: از جهت وجهى است كه رو به سوى كون (عالم كثرت وجودى) دارد؛ اثر مىگذارد و كمك و يارى مىكند، و از آن حيث كه آن (قلم) حامل كثرت غيبى اجمالى امانت گذارده در ذاتش است تا در آنچه كه از او ظاهر مىگردد- با واسطه مرتبه و بدون مرتبه- تفصيل بخشد؛ گويى كه بر دو خاصيت جمع و احديت اشتمال دارد و بدان راز تربيع (چهارتايى) از حيث تثنيه (دوتايى) كه ظاهر در وجودش است و خبر دهنده از تثنيه معقول در توجه؛ كه خبر دهنده نتيجه آن است آشكار مىگردد، ولى چون واحد از اين چهارتا عبارت از سرّ ذاتى جمعى است و همان است كه حكمش سارى در هر چيزى هست، لذا هيچ نسبت و هيچ رتبه مخصوصى براى آن تعيّن نمىيابد، گويى كار در مقام تحقيق مثلث (سهتايى) است، و اين راز فرديّت اولين است كه در اسماء اصلى و اركان چهارتايى بدان اشاره شد. پايان سخن حضرت شيخ قدس سره.
٣٥٨/ ٤ گويم: خدا دانا است- گويا مقصود حضرت شيخ از تثنيهاى كه ظاهر در وجود او است؛ ظاهر و مظهر، و يا حق- حقيقتا- و خلق- نسبتا- و يا وجود حق از آن جهت كه در ذات خودش غير متعين است و از آن جهت كه به واسطه نسبتهايش تعيّن مىپذيرد باشد، و مقصودش از تثنيه معقول در توجه، فاعل و قابل و يا طلب هر دو؛ و يا وحدت حقيقى و كثرت نسبى- از جهت احديت وجه غيب و واحديت وجه شهادت- و يا اجمال تعيّن اوّل و تفصيل تعين دوم باشد.
|
سخنان ما گوناگون است و زيبايى تو يك چيز |
و همگى اشاره بدان جمال دارند |
|
٣٥٩/ ٤ حال گوييم: چون قلم اعلا به گونهاى كه گفته شد- به واسطه توجه الهى براى ايجاد عالم تدوين و تسطير- ظاهر گشت، آن را لوح محفوظ و نفس كلى در ظهور پيروى كرده و برانگيختگىاى يافت كه صورت عين حقيقت لوحى نفسى به آن توجه مذكور نسبت يافت، و اين همراه با سريان احكام اسماء و مراتب مذكور؛ كه مستند به غيب جمعى وجودى الهى