ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٤١٧ - اصل دهم در بيان نخستين كونى(موجودى) كه از«عما» به گونه آينگى از دو طرف كه مترتب بر دو مرتبه است تعين يافت
٣٤٨/ ٤ گويم: بارها گفته شد كه اول بودن قلم در ايجاد عالم تدوين و تسطير- مطلقا- منافى اول بودن مهيّمان- به واسطه واسطه نبودنشان در تسطير- نمىباشد و نه اول بودن عالم مثال- از آن جهت كه تفصيل تمام صور «عما» مىباشد- با اينكه در تسطير بين عالم اجسام و ارواح واسطه است.
٣٤٩/ ٤ اگر گويى: چرا گفتهاند و اين سخن هم مشهور است كه: مهيّمان در مرتبه قلم اعلايند؟
٣٥٠/ ٤ گويم: به اين دليل كه هيچ واسطهاى بين حق و بين آن دو (قلم اعلا و مهيمان) نيست، و سخن محققانه همان است كه حضرت شيخ قدس سره بيان داشته، زيرا جلال و عظمت حق تعالى بر جمال و لطفش پيشى دارد؛ و همينطور اثر آن دو هم اينگونه است.
٣٥١/ ٤ اگر گويى: آيا اين منافى پيشى داشتن رحمت بر غضب نيست؟
٣٥٢/ ٤ گويم: آرى! ولى اين پيشى بودن در مرتبه صفات است و آنچه ما از پيشى داشتن جلال بيان داشتيم از حيث ذات است كه بىنياز از جهانيان است.
٣٥٣/ ٤ در تفسير گفته: حكم توجه الهى احدى براى ايجاد عالم تدوين و تسطير بر اعيان ثابته- پس از ظهور ارواح مهيّم- جارى گشت، در حالى كه رنگپذير به حكم آنچه كه از غيب در بردارد- يعنى آنچه را كه بدان تعين يافته و از وجهى از وى امتياز دارد- مىباشد، و اين توجّهى جمعى- و از حيث صفت- وحدانى بوده است.
٣٥٤/ ٤ اما جمعيت او: به واسطه آنچه را كه غيب در بردارد، يعنى آنچه را كه علم تعلق به آشكار كردنش دارد.
٣٥٥/ ٤ و اما احديت او: براى اين كه مريد (اراده شده) حق تعالى يكى است و ارادهاش هم يكى است، و فرودگاه توجه (الهى) جز امر واحدى كه همان «عما» باشد نيست، بنابراين تعلق گرفتن آن (اراده) در هر موردى جز يك امر بيش نيست و آن نتيجه آن توجه است، لذا در عالم تدوين و تسطير نتيجه وجودى واحد كه حامل كثرت غيبى نسبى- كه حق تعالى آنها را عقل و قلم ناميده- است نتيجه مىبخشد.
٣٥٦/ ٤ اما از ناحيه عقل بودن: از جهت وجهى است كه رو به سوى پروردگارش دارد