ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٣٥٩ - اصل سوم در نسبت آنچه كه بين حقيقت جامع اصلى و حقايق مندرج فرعى مىباشد
بزرگ باشد؛ اين وجه او احكامش به كلى مستهلك نمىشود، لذا پس از آراستگى به صفات عالى و احوال نيك؛ احكامش رشد كرده و قوى مىگردد؛ تا به جايى كه منتهى به غايتى مىشود كه در آن غلبه حكم وحدتش بر احكام وجه ديگر كه اختصاص به زنجيره ترتيب و وسايط دارد آشكار مىشود، در اين حال هر كثرتى در وحدت او مستهلك شده و وحدت او در وحدت حق مستهلك مىشود، و آن صفت تعين اوّلى است كه عبارت از اصل تمام تعينات و كانون اسماء و صفات و معدن تمام نسبتها و اضافات مىباشد، لذا به نقطه بزرگ مذكور تحقق يافته و هم سمتى غيبى مستور دربارهاش درست مىآيد و برايش علم- آنگونه كه بدان اشاره كرديم- حاصل مىگردد.
١٤٤/ ٤ سپس (در نفحات) گويد: اين را نيك بفهم، براى اينكه اگر معما و پوشيدگى آن برايت روشن شد و مجمل آن تفصيل يافت؛ راز صورت الهى را (كه حق تعالى به خودش نسبت داده)- با تنزيه و دور داشتت مر حق را از محدوديت و تقيّد به صورت معقول و يا محسوس- خواهى دانست؛ و نيز راز خلافت حق و راز علم اسماء و احاطه به آنها را؛ و سبب سجود فرشتگان به آدم؛ و اينكه اين سجود هميشه و مادام در وجود خليفه تا روز قيامت باقى است خواهى دانست، و صورت ارتباط حق را به عالم- از يك جهت- چون از تمام وجوه واحد است، و ارتباط عالم را به حق- از دو جهت- چون كثرت از لوازم امكان است خواهى دانست، و باز خواهى دانست كه حق تعالى از چه جهتى احاطه به كنه و حقيقتش- با جايز بودن علم به حقيقت او- غير ممكن است.
١٤٥/ ٤ و باز در جاى ديگر نفحات گويد: افراد كمى از اهل الله صورت علم خداوند را به خودش در خودش؛ و به خودش در شئونش و احكام شئونش كه پروردگارشان در آنان- در مراتب ظهورش به آنان- تعيّن مىپذيرد آشكار مىسازند، و مراتب ظهورات آنان در جناب حق متعال از حيث آنكه او آينه ايشان و احوال ايشان است مىباشد، و نيز صورت علم خداوند را به خودشان و به احوالشان كه به آنها- پىدرپى و يكى پس از ديگرى- تلبّس و آميزش پيدا مىكنند آشكار مىسازند، و علم به پروردگار و حقايق و احوالشان را از حيث تعلق علم موجد و پديد آورندهشان به خود و به آنان فرا گرفتهاند، از اين روى علمشان با علم