ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٧٤ - مقام دوم
يكجا- بلكه به صورت تدريج، و اگر غلبه وصف احدى- به سبب جمعيت تامّى كه جز براى انسان حصول نمىيابد- بر قلب انسانى؛ و تحقق آن (قلب انسان) به حكم او (حق متعال) نبود؛ امكان نداشت كه حق تعالى را فرا گيرد و محال بود كه محل تجلى او باشد.
٧٣٧/ ٣ و جواب قسمت دوم چيزى است كه همين جا در مفتاح الغيب آمده و آن اين كه غلبه يكى از حقايق به واسطه مناسبت است و از آن مناسبات چهار وجه را در اينجا بيان داشته:
٧٣٨/ ٣ نخست مناسبت عينى است[١] و آن بين دو عين از احكام ظهور است كه از جهت شروط و معدّات (جهات آماده سازى) ويژگى داشته و متوسط بين آن (عين) و بين حق سبحان مىباشد، و بيان رسول خدا ٦ ناظر به اين است كه فرمود: پسر سرّ پدرش است.
٧٣٩/ ٣ دوم مناسبت غيبى است و آن مانند مناسبت روحانى و يا مرتبتى[٢]؛ و يا آنچه كه از احكام وجه خاص است مىباشد، آن وجهى كه هر موجودى داشته و واسطه بين او و حق تعالى است، و از آن جمله مناسبت در خاصيات است[٣].
٧٤٠/ ٣ سوم مناسبت حالى از احكام حقايق است كه تابع اين موجود است، مثلا كسى را كه خداوند تعالى تسلّطش را مقدّر كرده است ناگزير بايد وجودش به واسطه غلبه صفت قدرت و قهر تعين يابد، و آنچه را كه حضرت شيخ قدس سره در تفسير- در ترجيح اوّل بودن امر باعث- بيان داشته، تمايل بدان دارد، و محل اجتماع اين سه وجه شأن الهى مىباشد، البته در آنچه كه به حسب شأن و آن الهيّين به حصر گفته مىشود[٤].
٧٤١/ ٣ چهارم مناسبت وقتى است، از جمله بيانى است كه حضرت شيخ قدس سره
[١] - يعنى به واسطه تحقق مناسبت بين اين موجود عينى خارجى با احديت شأنى، براى اين كه به واسطه مناسبت؛ اشياء تحقق پيدا كرده و موجود مىشوند؛ و مناسبت را مدخليتى تمام در اصل تحقق و وجود است و در جاى خودش مبرهن شده كه مباين- از آن جهت كه مباين است- از مباين صادر نمىشود.
[٢] - مقصود از مرتبيت كه خود از مراتب؛ مرتبه خاص را دارد غير روحانيت است، چنانكه از تفسير مرتبه ظاهر مىشود.
[٣] - براى اين كه مناسبت در خاصيت از مناسبت در مقتضى خاصيت پرده برمىدارد و مقتضى خاصيت همان حالت پنهان در شئى خارجى است.
[٤] - يعنى در كلام به گونه حصر با ذكر ادوات حصر گفته مىشود.