ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٧٥ - مقام دوم
دارد: طالع علوق (مرگ) اقتضاى امور باطنى مخصوصى را دارد و طالع ولادت اقتضاى امور ظاهرى مخصوصى را در انسان و غير انسان دارد.
٧٤٢/ ٣ سپس گوييم: و در اين مرتبهاى كه گفته شد آن مرتبه اقتضاى تعيّن وجودش را دارد، مبدأ ظهور آن موجود مشاهده مىشود، يعنى آغاز آن از جهت جمع و تركيب بين اسمائى كه متعيّن در آنند (يعنى در آن مرتبه)، براى اين كه تعيّن ظهور مستند بدان است و آن (تعين ظهور) استنادش به مرتبه است و در پايان كار تحليل و گردش سيرش بدان منتهى مىشود- چنانكه به زودى با خواست الهى روشن خواهد شد- و در اينجا چارهاى جز اشاره به تحقيق مراتب و سپس بيان مناسبت و انواع آن و پس از آن بيان چگونگى درآمدن اين انواع در چهار مرتبه مذكور نمىباشد:
٧٤٣/ ٣ اما مراتب را حضرت شيخ قدس سره در كتاب نصوص بيان داشته كه عبارت از تعيّنات كلىاند كه علم ذاتى[١] ازلى[٢] اشتمال بر آنها دارد، و آنها مانند محلهايى هستند كه از مطلق فيض ذات- به اعتبار مغاير نبودن فيض با فيضبخش- بر آنها مىگذرد، و آنها در حقيقت تأثير- نه مطلقا[٣]- مدخليت دارند، يعنى از آن جهت كه گفتيم مانند محلهايند[٤]، و هر مرتبهاى براى دستهاى از احكام وجوب و امكان كه منشعب از اسماء ذاتى و اصول اسماء الوهى و اسمائى كه پس از[٥] اسماء الوهىاند محلى معنوى هستند، و مراتب در پهنه علم و تعقل داراى اعيان ثابتهاى هستند كه مستقلا داراى اثرى نيستند و اثرشان به واسطه وجود است، و شأن وجود هم با مراتب اينگونه است، و مراتب هم مانند نهايات نسبى است براى سير فيض ذاتى و تجلى وجودى در درجاتى كه بين ازل و ابد- تا پايان و قرارگاه- متعيّن است.
[١] - لازم واحد ذاتى كه همان علم است مشتمل بر آنها است.
[٢] - براى اين كه به واسطه علم مرتبه تعقل شده و تحقق مىيابد، و علم نيز از مرتبه است- همچنان كه گذشت- زيرا علم از اسماء است و اسماء بدان تحقق مىيابند.
[٣] - يعنى نه در حقيقت منطبع، بلكه در مثال و ظهورش، پس آنها تأثير در كيفيت منطبع- از درازى و گردى و غير اينها- دارند نه در حقيقت منطبع، و تفصيل اين چيزى است كه در عنوان نصّ هشتم بدان اشاره كرده و گفته: نصّى شريف و كلّى است كه حاوى اسرار بزرگى است، بدان مراجعه كن.
[٤] - يعنى از جهت ظهور، و به عبارت ديگر:
مدخليت مراتب به اعتبار وصفى از اوصاف است كه همان ظهور است؛ نه به اعتبار اصل داراى تأثير، اين را نيك انديشه كن.
[٥] - مانند خالق و بارئ و مصور و امثال اينها.