ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٦٧ - مقام اول
جهت روحانيت آن دو؛ كه احديت جمعى و يا تهيّمى است مىباشد؛ نه جهت جسمانى آن دو گروه كه به واسطه قواى حسى (حيوانى) واسطه بسايط زيرين و زبرين و مولّدات است.
٧٠٧/ ٣ و قسم ديگر در ذات خود ممكن است و وجودش متوقف بر امرى وجودى- غير محض وجود حق- مىباشد، بنابر اين تعلّقش به خداوند از دو جهت است:
٧٠٨/ ٣ نخست جهت وسايط؛ يعنى شرطها و سببها و احكام آن دو.
٧٠٩/ ٣ دوم از جهت وجه خاص؛ كه محققان از اهل نظر بر آن آگاهى دارند؛ و پيش از اين گفته شد كه هر موجودى را جهتى است كه آن عين ثابت آن موجود است در حضرت علم، كه قابل و پذيراى وجود است و ظاهر كننده آن وجود به حسب خود (يعنى به حسب عين ثابت خود) براى اين كه نسبتى كه بين هر مطلق و مقيدى هست؛ غير آن دو واسطهاى در آن نيست[١].
٧١٠/ ٣ سپس (گوييم:) اين قسمى كه داراى دو جهت است- به دو نسبت- تقسيم به سه بخش مىشود:
٧١١/ ٣ اول: موجودى است كه هيچ واسطهاى بين او و حق سبحان جز يك امر نمىباشد؛ مانند لوح با قلم كه بزودى روشن و بيان خواهد شد.
٧١٢/ ٣ دوم موجودى است كه بيش از يك واسطه دارد و وجودش متوقف بر آنها است و كثرت تركيبى هم در ذاتش ظاهر نگرديده؛ بلكه حكم آن در آن موجود بهگونه معقول باقى مانده است، مانند فرشتگانى كه تحت مرتبه طبيعتاند- برعكس مهيّمين و قلم اعلا- و مانند مظاهر فرشتگان مثالى- نه جسمانى- و مانند عرش و كرسى و آنچه كه آن دو از صور بسايط فلكى و عنصريات فرا گرفتهاند[٢]، براى اين كه حكم تركيب در آن (كثرت) هست؛ اگر چه از هيولا و صورت و يا جواهر فرد كه معقولاند باشد، از اين روى در شمار اجزاى عقلى آمده و نه آن و نه تركيبش در مرتبه حسّ از هم امتياز ندارند، آيا توجه به آنچه گذشت ندارى كه در مقام تحقيق هر مخلوقى شامل ماده نفسى و صورت تعيّنى است كه مناسب مرتبه او مىباشد؟
٧١٣/ ٣ و سوم موجودى است كه داراى وسايطى چند هست و وجودش متوقف بر آنها
[١] - بلكه توسط و واسطه بودن در آمادهسازى قابليت است كه آن شرط ارتباط خاص است.
[٢] - يعنى تحت پوشش گرفتهاند. م