ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ٢٤٥ - مقام نهم و دهم در نسبت دادن صفات حق تعالى باو به اعتبارش در ذات خود
سبحان به تمام حقايق احاطه دارد؛ خواه حقايق تماثل داشته باشند و يا تخالف، وقتى تعيّن پيدا كردند اولين تعيّنشان در خودشان است، يعنى بعضى نسبت به بعض ديگر امتياز پيدا مىكنند- نه فقط نسبت به حق تعالى- در اين حال نشأه و عالم روحانى پديد مىآيد، پيغمبر ٦ فرمود: روحها سپاهى گرد آورده شدهاند، آنچه آشنا شود از آنها با هم؛ يعنى تماثل و همانندى و يا تخالف و ضديت داشته و مناسبت يافتند؛ دوستى گيرند، و آنچه كه بيگانه شوند از هم؛ يعنى تباين و جدايى داشته باشند؛ دور شوند، زيرا احديت جمعى كه مصحح و ملاك وجود است نتيجه مناسبت مركبات است، پس با نبودن مناسبت و بودن مباينت و جدايى اين احديت حصول پيدا نمىكند، در نتيجه وجود مركب هم حصول پيدا نمىكند.
٦٣٦/ ٣ چهارم اين كه: تجلى وجودى او كه همان تخليق (ايجاد و پديد آوردن) است سبب ظهور آثار حقيقى براى حقايق است، و تدلّى و نزول اسمائى كه همان ترزيق (روزى رسانيدن) است سبب گردش بركات بر حقايق است، و تمام اينها از حيث اسماء «الباسط» و «المبدئ» و امثال اين دو؛ مانند خالق و بارئ و مصوّر؛ دلالت بر انبساط و گسترش وجود و گردش كمالات او دارند، اما برطرف شدن حكم تدلّى و فرود آمدن او؛ نتيجهاش پنهان شدن و نابود شدن موجودات است كه تمام اينها به واسطه دو اسم «القابض» كه به سوى خود مىكشد و «المعيد» كه به سوى او باز مىگردد و امثال اين دو است كه دلالت بر به هم آمدن و طلب منبع احدى او دارد.
٦٣٧/ ٣ پنجم اين كه: او به واسطه عزت و بزرگيش و غنا و بىنيازى ذاتيش از تقييد و تنزل؛ غفور است، يعنى پوشنده حقايق است به واسطه استهلاك اعيان غير در احديتش، و اين منبع صفات جلالى او است، و اين كه دوست دارد كه شناخته شود تنزل كرده و نزديك شده و در آنچه كه خواسته و آنگونه كه خواسته ظاهر گشته، هم چنان كه تحقيقش با اعتباراتش گذشت، يعنى به واسطه مشيت ذاتى و يا جمعى و يا مظهرى او، و او ودود است به ودّ اصلى و ميل اوّلى آلى؛ سپس به ميل جمعى و يا مظهرى، و اين منبع صفات جمالى او است.
٦٣٨/ ٣ بدان كه مقصود در اينجا آنگونه كه شايسته تحقيق است تحقق نمىيابد، مگر با اشارهاى كوتاه و مختصر به حقيقت محبت الهى و كونى وجودى و فراگيرى حكم الهى و اقسام آن.