ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ١٧١ - مقام سوم در اين كه ادراك شونده از حق سبحان كه موضوع علم است و مطلوب در آن
هدف اينان رونق دادن بازار بىرونق؛ به سبب شوق پىدرپى است، در حالى كه در گذشته و همين جا آگاهى داد نهايى كه دلالت بر وحدت خداوند سبحان، در هر تعيّنى از تعينات دارد پيش آمد كه مطلب را روشن و مدلّل كرد، چنان كه گفتهاند:
|
او را در هر چيزى نشانهاى است |
كه دلالت دارد وى يگانه است |
|
٣٨٥/ ٣ و منظمترين چيزى كه در اثبات وحدت و يگانگى (حق متعال) بيان داشتهاند اين است كه اگر آن تعدّد داشته باشد كمترينشان دو است: يا اين است كه يكى از آن دو بر ضد مراد ديگرى و خلاف او توانايى دارد و يا اين كه ندارد، دوم اين كه در جايى كه امكانش بوده ناتوانى از غير داشته كه اين (عجز) منافى الوهيت است- بر عكس ناتوانى از جمع بين دو نقيض و مخالف هم- چون اين ناتوانى به واسطه ناموافق بودن محل در ذات خود و عدم امكان آن است[١]- بر عكس ناتوانى از خلاف مراد خود- مانند ناتوانى از ايجاد سكون زيد- در حال ايجاد حركت او- چون اين از ناتوانى ذات خودش (زيد) است نه از غير، پس منجرّ به جمع بين دو نقيص مىشود و هر چه كه منجرّ به محال و غير ممكن شود محال و غير ممكن است.
مقام سوم [در اين كه ادراك شونده از حق سبحان كه موضوع علم است و مطلوب در آن ...]
در اين كه ادراك شونده از حق سبحان كه موضوع علم است و مطلوب در آن احكام و نسبتهاى علم و صفات او از جهت اقترانش با ماهيات است نه كنه حقيقت او ٣٨٦/ ٣ ذات حق سبحان از جهت وحدتش كه بر آن آگاهى داده شده؛ يعنى وحدت حقيقى ذاتى نه عددى؛ و از جهت تجرّدش از اوصاف آن (وحدت عددى) و نسبتهاى لاحق آن از جهت مظاهر و ظهور در آنها نه قابل درك است و نه سزاوار وصف، و اين از دو جهت است: يكى به اعتبار حال مدرك (درك شده) انسان است و ديگر به اعتبار حال ادراكش.
٣٨٧/ ٣ اما اوّلى: زيرا هر چه انسان در موجودات- يعنى در مظاهر- ادراك مىكند،
[١] - اين در حقيقت عجز و ناتوانى نيست بلكه جمع بين دو نقيض از ممتنعات ذاتى است كه غير قابل وجوداند و منافى عموم قدرت و سريان فيض نيست.