ترجمه مصباح الانس ابن فناري (شرح مفتاح الغيب صدرالدين قونوى) - خواجوي، محمد - الصفحة ١٥٤ - برهان پنجم
ديگر حقايق وجودى جز به يكى از اينها (يعنى وحدات) ثبوت نمىيابد، مگر آنكه مراد از وحدت شخصى وحدت ذاتى باشد كه در عين تعيّن داشتن موضوع آن، اشتراك (در آن) محال باشد، مانند تعيّن نخستين مر ذات حق متعال را؛ كه احديت حق را در بر مىگيرد.
٣٣٧/ ٣ دليل بر اين سخن بيانى است كه حضرت شيخ قدس سره در نصوص دارد و آن اين كه: اطلاق اسم ذات بر حق تعالى جز به اعتبار تعيّنش كه در تعقل خلايق- غير از كاملان- دون اطلاق است و از جهت نعت، مجهول؛ صدق نمىكند[١]، و آن تعيّن نخستين است كه ذاتا مشتمل بر اسماء ذاتى است كه همان مفاتيح غيباند، و احديت وصف تعيّن است نه وصف مطلق معيّن، چون مطلق نه اسمى دارد و نه وصفى، و از جهت اين اسماء؛ يعنى از حيث مخالف و مغاير نبودنشان با ذات گوييم: حق متعال با لذات اثر گذار است. پايان سخن حضرت شيخ قدس سره.
٣٣٨/ ٣ حضرت شيخ قدس سره در تعقل غير كاملان فرموده: بدان جهت كه تعيّن نخستين در تعقل كاملان؛ نسبت به هر تعقلى مطلق است، براى اين كه حضرت شيخ قدس سره در جاى ديگر از كتاب نصوص گفته: اين تعقّل تعيّنى اگر چه پس از اطلاق- كه بدان اشاره شد- مىآيد، ولى نسبت به تعيّن حق متعال در تعقل هر تعقل كنندهاى مطلق است و پهناورترين تعينات است كه مشهود كاملان مىباشد، و اين همان تجلى ذاتى است كه داراى مقام توحيد اعلاست، و مبدئيت حق تعالى پس از اين تعيّن است، و مبدأ يعنى اصل اعتبارات ظاهرى و
[١] - تقيد به تعقل غير كاملان براى اشاره به اين مطلب است كه اين تعيّن اگر چه دون اطلاق است ولى نسبت به تعيّن حق در تعقل هر تعقل كنندهاى و نسبت به تعيّن هر چيزى در هر عالمى- آنگونه كه كاملان تعقل مىكنند- داراى اطلاق است، ولى در تعقل غير كامل داراى اطلاق نيست، چون آنان او را در واقع و آنگونه كه هست تعقل نمىكنند، چون تعيّن اول در تعقل كاملان نسبت به هر تعقلى مطلق است، چون شيخ قدس سره باز در كتاب نصوص گفته: اين تعقل تعينى اگر چه دون اطلاق است ولى نسبت به تعيّن حق در تعقل هر تعقل كنندهاى مطلق است، و آن وسيعترين تعينات است و همو مشهود كاملان، و آن عبارت از تجلى ذاتى است و داراى مقام توحيد اعلا، و مبدئيت حق تعالى دون اين تعيّن است. پايان سخن او. شايد مقصود حضرت شيخ قدس سره اشاره به تعينى باشد كه در تعقل كاملان دون اطلاق است، و آن احديت جمع و وحدت حقيقى جامع است، ولى در تعقل غير كامل؛ احديت خالص است كه مقابل واحديت مىباشد، و شكى نيست كه اين وصف سلبى است، بنابر اين از سخن او روشن مىشود كه نخستين مراتب و تعينات- پس از اطلاق لا تعيّنى نزد همگان- احديت خالص است، اما نزد كاملان؛ احديت جمع و وحدت مطلق حقيقى جامع مىباشد.