مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٩٩٢ - ملائكه
شيطان به حكم ﴿«وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا﴾» كهف. از جنّ بود، من اين مطلب را در قاموس قرآن «شطن- شيطان- ملك» به طور مشروح آوردهام.
ناگفته نماند: ملائكه بيست و دو بار در خطبههاى مختلف در «نهج» آمده و اعمال گوناگون براى آنها ذكر شده كه شايد در هيچ كتابى به اين تفصيل نيامده باشد، به بعضى از آنها اشاره مىشود.
١: خداوند براى اسكان آسمانها و آبادى آسمان مخلوق عجيبى از ملائكه آفريد و به وسيله آنها واديها و فضاهاى آسمانها را برگردانيد، ميان آن شكافهاى مهيب و فضاها مملوّ است از ملائكة تسبيحگو كه صداهاى تسبيح آنها در حظيرههاى قدس و سراپردههاى حجابها و سرادقات مجد، گوشها را «كر» مىكند خ ٩١ ١٢٨.
٢: خداوند آنها را در شكلهاى مختلف و توانائيهاى متفاوت آفريده، خود را بندگان خدا مىدانند بىآنكه ادعائى در دخالت در خلقت داشته باشند، آنها امين وحى الهى هستند و ودائع امر و نهى خدا. خ ٩١ ١٢١ ٣: بعضى از آنها قدمهايشان ريشه زمين را شكافته و پائينتر رفته، مطلقا در عبادت خداوند خستگى عارضشان نمىشود، در طبقههاى آسمان زير محلى و لو به قدر پوست حيوانى پيدا نيست مگر آنكه در آن ملكى در حال سجده يا در حال تلاش سريع است خ ٩١ ١٢٢ ٤: بعضى از آنها هميشه در حال سجده است كه ركوع نكرده و بعضى در حال ركوعند كه ايستادن يادشان نمىآيد، بعضى پيوسته به حال صف ايستادهاند و بعضى تسبيح گويند بىآنكه خسته شوند، نه خواب دارند، و نه اشتباه و نه سستى بدن و نه غفلت و فراموشى.
٥: بعضى امين وحى و مبيّن وحى بر پيامبرانند، و بعضى دربانان درهاى بهشت، بعضيها پاهايشان در پائينترين زمينها ثابت است و گردنهايشان از آسمان بالاتر رفته و دستهايشان از اطراف كائنات بيرون رفته و شانههاى آنها با قائمههاى عرض الهى برابر است، در مقابل عظمت خداوند، سر به زير افكنده و بر بالهاى خود