مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٨٩٠ - كبت
و آن دو بار در «نهج» آمده است خ ٢٠٤ و نامه ٣١، چنانكه فرموده: «تجهزّوا رحمكم الله... فانّ امامكم عقبة كوؤدا و منازل مخوفة مهولة لا بدّ من الورد عليها و الوقوف عندها» خ ٢٠٤ ٣٢١، آماده مرگ باشيد، خدا رحمتتان كند، در پيش شما عقبهاى سختى هست و منزلهاى هولناك و مخوفى وجود دارد كه ناچار بايد بر آنها وارد شد و در آنها براى حساب ايستاد
كأس
راغب گويد: كأس ظرف است با شراب و در شراب تنها و ظرف تنها نيز به كار رود
و آن هشت بار در «نهج» به كار رفته است، در خطبه شقشقيه فرموده: «لو لا حضور الحاضر و قيام الحجة بوجود الناصر... لالقيت حبلها على غاربها و لسقيت آخرها بكأس اوّلها» خ ٣ ٥٠، اگر حاضران حاضر نبودند و اگر با وجود ياران حجت بر من تمام نشده بود، زمام ناقه خلافت را بر پشتش مىانداختم و آخرش را با كاسه اوّل آن آب مىدادم.
درباره كوبيده شدن بعضى از سران فتنهها فرموده: «ثمّ يفرجّها عنكم... و يسقيهم بكأس مصبّرة لا يعطيهم الّا السيف» خ ٩٣ ١٣٩ «كأس مصبّره» به صيغه مفعول يعنى كاسه پر شده و لبالب، گويا در «نهج» همه اين كلمه به معنى كاسه تنها آمده است
كبب
كبّ (مثل عقل) بر رو در انداختن: «اسقاط الشىء على وجهه» آن فقط يكبار در «نهج» آمده است درباره زهد خويش فرموده: «انا كابّ الدنيا لوجهها و قادرها بقدرها و ناظرها بعينها» خ ١٢٨ ١٨٧ من دنيا را بر روى به زمين زدم و با آن با اندازهايكه دارد به سر مىبرم و به ديدهايكه سزاوار آن است بدان مىنگرم، محمد عبده نقل كرده كه عيسى ٧ فرموده: «انا الذى كببت الدنيا على وجهها ليس لى فيها زوجة تموت و لا بيت يخرب، و سادى الحجر، و فراشى المدر و سراجى القمر»
كبت
به زمين زدن. خوار كردن.
«كبته كبتا: صرعه و اخزاه»
آن فقط يك بار در «نهج» يافته است، در رابطه با تلاش در راه خدا و رسيدن نصرت خدائى فرموده: «و لقد كنّا مع رسول الله ٦ نقتل آبائنا و ابنائنا و اخواننا و اعمامنا... فلمّا راى الله صدقنا انزل علينا النصر و انزل على عدوّنا الكبت» خ ٥٦ ٩٢، ما در يارى رسول خدا پدران و پسران و برادران و عموهاى خود را مىكشتيم... چون خدا