مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٨٣٦ - فيل
درباره خلقت اشياء فرموده: «انشأ الخلق انشآء بلا رويّة اجالها و لا تجربة استفادها» خ ١ ٤٠، مخلوق را آفريد بدون به كار بردن فكرى و بدون تجربهايكه به دست آورده باشد
فائده: زيادتى كه به دست مىآيد و آن اسم فاعل است چنانكه فرموده: «انّ افضل الناس عند الله من كان العمل بالحق احبّ اليه... من الباطل و ان جرّ اليه فائدة و زاده» خ ١٢٥ ١٨٢
فيض
پر شدن. جارى شدن.:
«فاض السيل فيضا» سيل جارى شد
«فاض الاناء فيضا» ظرف پر از آب شد
در دفن فاطمه عليها سلام خطاب به رسول خدا ٦ فرمود: «فلقد و سدّتك فى ملحودة قبرك و فاضت بين نحرى و صدرى نفسك» خ ٢٠٢ ٣٢٠، من تو را در شكاف قبرت خوابانيدم و در ميان حلقوم و سينه من روح شما جارى و خارج شد.
استفاضه: وسيع شدن، زياد شدن. شايع شدن. خواستن. آب ريختن و اخذ كردن. درباره عهد و امان خدا فرموده: خداوند عهد و ذمّه خود را ايمنى قرار داده و حريمى كه به آن اعتماد مىكنند و به آن پناه مىآورند: «يسكنون الى منعته و يستفيضون الى جواره» نامه ٥٣ ٤٤٣، استفاضه: پناه بردن و طلب ريختن امان مىباشد.
در جائى فرموده: «افيضوا فى ذكر الله فانه احسن الذكر» خ ١١٠ ١٦٣، يعنى وارد شويد و سرعت كنيد در ياد خدا، درباره برخى از فتنهها فرموده: «و تفيض اللئام فيضا و تغيض الكرام غيضا» خ ١٠٨ ١٥٧، آدمهاى لئيم بسيار مىشوند و آدمهاى بزرگوار ناپديد مىگردند
فيل
فياله: خطا رفتن و ضعف:
«فال رأيه فيالة: اخطأ و ضعف»
به عبد الله بن عباس عامل بصره مىنويسد: «و كن عند صالح ظنّى بك و لا يفيلنّ رأيى فيك و السلام» نامه ١٨ ٣٧٦ و در حسن ظنّ من باش رأى و نظرم درباره تو ضعيف نشود: «يفيل رأيه» نامه ٦٩ در «مصر» خواهد آمد درباره اهل جمل فرمود: «و ساصبر ما لم اخف على جماعتكم فانّهم ان تممّوا على