مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٨٠٣ - فجر
انكرته و ما كنت الّا كفارب ورد و طالب وجد و ما عند الله خير الابرار» نامه ٢٣ ٢٧٨، به خدا قسم با ناگهان مردن چيزى به سر وقت من نيامد كه آنرا نپسندم و نه چيزى پديد گرديد كه آنرا نشناسم، بلكه چون جوينده آب به شب هنگام بودم كه ناگهان به آب رسد و يا مانند طالب چيزى كه به آن رسد و آنچه نزد خداست نيكوكاران را بهتر است
فجّ
راه وسيع.
راغب در مفردات گويد: فجّ شكافى است ميان دو كوه و در راه وسيع به كار مىرود، جمع آن فجاج است
و آن ٩ بار در «نهج» به كار رفته است درباره حق تعالى فرموده: «لم يزل قائما دائما اذ لا سماء ذات ابراج... و لا جبل ذو فجاج و لا فج ذو اعوجاج» خ ٩٠ ١٢٣، او پيوسته بود وقتى كه نه آسمان پرستارهاى بود و نه كوهى با راههاى گشاد و نه درهاى پر پيچ و خم، درباره اسلام فرموده: «فهو... اعلام قصد بها فجاجها» خ ١٩٨ ٣١٤، اسلام نشانههائى است كه راههاى وسيع آن قصد شده است
فجر
شكافتن.
«فجر القناة: شقّه»
صبح را فجر گويند كه ظلمت را مىشكافد. گناه را فجور گويند كه پرده ديانت را مىشكافد فاجر: گناهكار، موارد زيادى از آن در «نهج» يافته است.
درباره معاويه فرموده: «و لكنّه يغدر و يفجر... و لكن كلّ غدرة فجرة و كلّ فجرة كفرة» خ ٢٠٠ ٣١٨. غدره (بر وزن همزه) كثير الغدر و فجره به همان وزن به معنى كثير الفجور است، يعنى: ولى معاويه حيله و گناه مىكند. هر غدّار فاجر است و هر فاجر كافر است.
درباره اهل بيت فرموده: «بنا اهتديتم فى الظلماء و تسنّمتم ذروة العلياء و بنا افجرتم عن السرار» خ ٤ ٥١ مرحوم رضى فرموده: اين خطبه از افصح كلام آن حضرت اس ت «افجر الرجل» يعنى داخل فجر و صبح شد يعنى به وسيله ما اهل بيت در ظلمت شرك و كفر هدايت يافتيد و به درجه عالى ايمان و شرافت بالا رفتيد و به وسيله ما داخل صبح شديد از ظلمت آخر شب در نسخه ديگر «انفجرتم» آمده، آن نيز به همين معنى است، رجوع شود به «سنم»