مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٧٤ - غبو
بموضعه» همنشين پادشاه مانند كسى است كه سوار شير شده است مردم به مقام او غبطه مىكنند و او محلّ خود را مىداند يعنى هر آن ممكن است مبغوض و مطرود شود.
به معاويه مىنويسد: «فاحذر يوما يغتبط فيه من احمد عاقبة عمله و يندم من امكن الشيطان من قياده فلم يجاذبه» نامه ٤٨ ٤٢٣ بترس از روزيكه شاد مىشود آنكه عاقبت عملش را پسنديده كرده و نادم مىشود كسى كه شيطان را به زمامدارى خودش امكان داده و با او منازعه نكرده است
غبق
(بر وزن عقل) نوشاندن در وقت شب يا عصر. غبوق: آنچه در وقت عشاء نوشيده مىشود:
«غبقه غبقا: سقاه الغبوق- الغبوق: ما شرب بالعشّى»
صبوح: آنچه در صبح نوشيده شود، از اين ماده فقط يك مورد در «نهج» آمده است، درباره زمان آينده و نصرت حق فرموده است: «ثمّ ليشحذنّ فيها قوم شحذ القين النصل تجلى بالتنزيل ابصارهم و يغبقون كأس الحكمة بعد الصبوح» خ ١٥٠ ٢٠٨، معنى آن در «شحذ- صبح» گذشت
غبن
گول زدن در معامله، خواه به قيمت كم بخرد و يا به قيمت زياد بفروشد:
«غبن فلانا فى البيع و الشراء: خدعه و غلبه»
تغابن بين الاثنين است، سه مورد از آن در «نهج» آمده است، در حكمت ٣٨٤ فرموده: «و التقصير فى حسن العمل اذا وثقت بالثواب عليه غبن و الطمانينة الى كلّ احد قبل الاختبار له عجز» تقصير در عمل خوب بعد از اطمينان به ثواب گول زدن خويش است و اعتماد به هر كس قبل از امتحان زبونى است
غبو
غباوه: ندانستن:
«غبى عن الخبر غبا و غباوة: جهله»
پنج مورد از آن در «نهج» آمده است به اهل بصره بعد از شورش آنها توسط طلحه و زبير و عايشه مىنويسد: «و قد كان من انتشار حبلكم و شقاقكم ما لم تغبوا عنه فعفوت عن مجرمكم...» نامه ٢٩ ٣٨٩، از باز شدن رشتهتان (نقض بيعت) و دشمنىتان آنچه بوده از آن ناآگاه نبودهايد ولى من از گناهكارانتان گذشتم.
و در وصف رسول خدا ٦ فرموده: «ارسله على حين فترة من