مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٦٩ - عائشه
١٦٠ ٢٢٧ و اگر خواستى عيسى را به ياد مىآورى كه به جاى بالش به سنگ تكيه مىكرد لباس خشن مىپوشيد، خوراك ناگوار ميخورد و خورش او گرسنگى و چراغش در شب، ماه بود
عيش
زندگى.
راغب در مفردات گويد: عيش مخصوص به حيوان است
(اعمّ از انسان و حيوان) و آن از حيات اخصّ است كه حيات در خدا و ملائكه و انسان به كار مىرود، معاش و معيشت هر دو مصدر هستند به معنى عيش و زندگى.
موارد زيادى از آن در «نهج» آمده است، درباره آدم بخيل فرموده: «عجبت للبخيل... فيعيش فى الدنيا عيش الفقراء و يحاسب فى الآخرة حساب الاغنياء» حكمت ١٢٦
و نيز فرموده: «اوصيكم عباد الله بتقوى الله الذى البسكم الرياش و اسبغ عليكم المعاش» خ ١٨٢ ٢٦٢ يعنى شما را لباس فاخر پوشانده و وسائل زندگى را براى شما فراوان كرده اس «معاش» وسائل زندگى.
عائشه
دختر ابو بكر، همسر رسول خدا صلّى الله عليه و آله كه عداوت اهل بيت : او را بدبخت كرد، و نتوانست راه حق را برود، از او دفعاتى در «نهج» سخن رفته است دو دفعه با اسم «عائشه» و چند دفعه با تعبير ديگر. در رابطه با معامله عائشه با عثمان به اهل كوفه مىنويسد: مردم بر عثمان قيام كردند، طلحه و زبير نيز آنها را تحريك مىكردند: «و كان من عائشة فيه فلتة غضب» نامه ١ ٣٦٣ يعنى عائشه نيز به او خشم زيادى داشت.
معاويه به آنحضرت نوشت كه تو طلحه و زبير را كشتى و عائشه را راندى.
حضرت در جواب او نوشت. «و ذكرت انّى قتلت طلحة و الزبير و شردّت عائشة و نزلت بين المصرين و ذلك امر غبت عنه فلا عليك و لا العذر فيه اليك» نامه ٦٤ ٤٥٤ و گفتى كه من طلحه و زبير را كشتم و عائشه را راندم و در ميان بصره و كوفه ماندم، مدينه و در آن اعتذارى و اشكالى بر تو نيست (ربطى بر تو ندارد).
در خ ١٥٦ ٢١٨ بعد از فتح بصره كه عائشه در بصره زندانى بود درباره فرموده: كينه و عداوت در قلب او نسبت به من مانند ديك آهنگر مىجوشيد، اگر