مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٧٠٥ - عدل
و التقوى عدّة وفاته» خ ٧٦ ١٠٣، خدا رحمت كند شخصى را كه استقامت را مركب نجات و تقوى را ذخيره وفاتش قرار داده است.
عدل
برابرى. و آنچه گفتهاند از قبيل: مثل، فديه، ضدّ جور، همه از مصاديق اوّل هستند. عدل مصدر و اسم مصدر هر دو آمده است. ايضا عدل و عدول به معنى ميل كردن و انحراف و ظلم آمده است،
در مجمع البيان فرموده: فرق بين عدل- به كسر اول- و عدل به فتح اوّل آن است كه اولى به معنى مثل و ديگرى به معنى بدل و عوض شىء است
موارد بسيارى از اين ماده در «نهج» آمده است، درباره حق تعالى فرموده: «و عدل فى كل ما قضى و علم ما يمضى و ما مضى» خ ١٩١ ٢٨٣، در هر چه حكم كرده به عدالت حكم كرده است و مىداند آنچه را كه مىگذرد و آنچه را كه گذشته است و نيز فرموده: «و اشهد انه عدل عدل و حكم فصل» خ ٢١٤ ٣٣٠ گواهى مىدهم كه خدا يكپارچه عدالت است و كار به عدالت كرده است و او داور و حاكم است و به عدالت داورى كرده است.
«سئل ٧: «ايّهما افضل: العدل او الجو فقال ٧ العدل يضع الامور مواضعها و الجود يخرجها من جهتها و العدل سائس عام و الجود عارض خاصّ فالعدل اشرفهما و افضلهما» حكمت ٤٣٧. از آن حضرت سئوال شد. عدالت بهتر است يا جود و بخشش فرمود: عدالت هر شىء را در جاى خودش مىگذارد ولى جود و بخشش شىء را از جهت خودش خارج مىكند، عدالت سياست و اداره كننده عمومى است ولى بذل پيشامد خصوصى است، پس عدل اشرف و افضل هر دو است.
ترسيم عجيبى است عدالت گذاشتن هر چيز در محلّ خود است ولى بذل آن است كه كسى را بدون آنكه مستحق و در مسير عدالت باشد بدهى زيرا كارى نكرده است، از آن طرف عدالت جامعه را اداره مىكند ولى بذل يك وضع ناگهانى و گاه گاهى است كه به كسى چيزى بدهى پس عدل افضل است.
راجع به «تيول» هاى عثمان فرمود: «و الله لو وجّدته قد تزوّج به النساء و ملك به الاماء لردوته فان فى العدل سعة و من ضاق عليه العدل فالجور عليه اضيق» خ ١٥ ٥٧.
گويند: حضرت در روز دوم خلافت خويش اين سخنان را فرموده است به خدا قسم اگر معلوم شود كه با آن تيول، زنان تزويج شده و كنيزان خريدارى شده است همه را به بيت المال برمىگردانم، چون در عدالت وسعت و فراخى هست و هر كس عدل بر او تنگ شده و نتوانست با عدل اداره امور كند، ظلم بر او تنگتر