مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦٩٣ - ظهر
چيزيكه با ظلم گرفته شده و يا آنچه از ظالم خواسته مىشود.
ظماء
عطش. ظمان: عطشان. «كم من صائم ليس له من صيامه الّا الجوع و الظماء» حكمت ١٤٥، اى بسا روزه دارد كه براى او فقط گرسنگى و عطش باقى مىماند
ظنّ
احتمال قوى. وهم: احتمال ضعيف. شكّ متساوى الاحتمالين گاهى در جاى يقين آيد، مخصوصا آنگاه كه با «انّ» حرف تحقيق باشد «من ظنّ بك خيرا فصدّق ظنّه» حكمت ٢٤٨ و نيز فرموده: «اتقوا ظنون المؤمنين فانّ الله تعالى جعل الحق على السنتهم» حكمت ٣٠٩
«دين ظنون» و امى كه انسان نمىداند بدستش خواهد رسيد يا نه رجوع شود به «قبض».
ظنبوب
(مثل عصفور) طرف ساق پا، و آن تنها يكبار در «نهج» آمده است، در وصف طاووس فرموده: «و قد نجمت من ظنبوب ساقه صيصية» خ ١٦٥ ٢٣٧، از طرف استخوان ساقش پاى كوچكى (مانند مهميز خروس) روئيده است
ظهر
(مثل عقل) پشت معنى اصلى آن همين است، به طور استعاره گفته مىشود: «ظهر الارض و بطنها» مواردى از آن در «نهج» آمده است چنانكه فرموده: «كن فى الفتنة كابن اللبون لاظهر فيركب و لا ضرع فيحلب» حكمت ١، منظور از «ظهر» پشت است معنى آن در «ضرع» گذشت
مظاهرة: هم پشتى و كمك به يكديگر. «و لا مظاهرة اوثق من المشاورة» حكمت ١١٣ «استظهار»: احتياط و قرار دادن كسى در پشت «ظهير» كمك و يار «ظهران» تثنيه ظهر است گويند:
«هو نازل بين ظهرانيهم» يعنى او در وسط آنها واقع است
«ظهرانى اهل الارض» خ ٢٣٠ يعنى وسط اهل الارض و ميان اهل زمين.
ظهور: آشكار شدن، غلبه و بالا رفتن، مواردى از آن در «نهج» آمده است،
حرف ظاء در ٢٧ رمضان ١٤١٣ مطابق ١ ١ ١٣٧٢ به پايان رسيد و آن دوازده كلمه است و الحمد لله و هو خير ختام.