مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦٢٣ - شيع
شيب
سفيد شدن موى:
«شاب الرجل شيبا: ابيضّ شعره»
چهار مورد از آن در «نهج» آمده است در رابطه با خلافت ابو بكر فرموده: «يهرم فيها الكبير و يشيب فيها الصغير» خ ٣ ٤٨، در ظلمت خلافت وى پيران، از كار افتاده و صغيران موسفيد (پير) مىشدند
«شائب» مو سفيد و پير چنانكه فرموده: «انّكم فى زمان... فتاهم عارم و شائبهم آثم» خ ٢٣٣ ٣٥٤، جوانشان بدخلق و پيرانشان گناهكار است.
شيح
(مثل ميز) گياه مخصوص و معروفى است،
در اقرب الموارد گويد: «و منه عربّى ينبت فى بلاد العرب»
آن فقط يكبار در «نهج» آمده است درباره شكست و ذلت بنى اسرائيل فرموده: «تأمّلوا امرهم فى حال تشتّتهم و تفرّقهم... يحتازونهم عن ريف الافاق و بحر العراق و خضرة الدنيا الى منابت الشيح و مها فى الريح» خ ١٩٢ ٢٩٧، فكر كنيد درباره پراكنده شدن آنها كه شاهان روز آنها را از جاهاى پر نعمت و فرات و دجله و آبادانى دنيا مىگرفتند تا محل روئيدن علفهاى شيح و تا محلهاى وزيدن بادها (صحراها) يعنى از جاهاى پر نعمت و آباد گرفته تا بيابانها، آنها را مىگرفتند
شيخ
پير. به قولى از چهل سالگى يا پنجاه سالگى يا از پنجاه و يك سالگى تا آخر عمر. و آن دوبار در «نهج» هست: «رأى الشيخ أحبُّ الىّ من جلد الغلام» حكمت ٨٦، رأى دنيا ديده نزد من از زيركى جوان محبوبتر است، به طلحه و زبير نوشته: اى دو شيخ از نظر خود (بيعت شكنى) برگرديد، امروز بزرگترين گرفتارى شما در برگشتن، قبول عار است ولى فردا در قيامت نار با عار جمع خواهد شد: «فارجعا ايّها الشيخان عن رأيكما، فانّ الان اعظم امركما العار من قبل ان يجتمع العار و النار» نامه ٥٤ ٤٤٦
شيد
به فتح اول- گچ كارى كردن و بالا بردن و به كسر اول گچ و آن چهار دفعه در «نهج» يافته است در باره گذشتگان فرموده: «فاستبدلوا بالقصور المشيّدة... الصخور و الاحجار المسنّدة و القبور... الّتى قد بنى على الخراب فنائها و شيدّ بالتراب بنائها» خ ٢٢٦ ٣٤٨ يعنى كاخهاى محكم و گچكارى شده را با سنگهاى تكيه داده قبرها و با قبرهائيكه آستانه آنها براى خراب ساخته شده و بنائشان با خاك محكمكارى گشته، عوض كردند
شيع
- به فتح اول- آشكار شدن «شياع»: پيروى كردن
در اقرب آمده: