مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦١٣ - شمر
شلو
به كسر اول و شلا: جسد:
«الشلو و الشلا: الجسد من كلّ شىء»
جمع آن اشلاء است و آن فقط دوبار در «نهج» ديده مىشود، درباره حالات انسان در دنيا فرموده است: «فمن ناج معقور و لحم مجزور و شلو مذبوح و دم مسفوح» خ ١٩١ ٢٨٥، برخى از مرگ نجات يافته ولى زخمى است، برخى مانند گوشتى است كه پوستش كنده شده و برخى جسد مذبوح و برخى خون ريخته شده است.
و درباره نعمتها فرموده: «جعل لكم اسماعا لتعى ما عناها و ابصارا لتجلو عن عشاها و اشلاء جامعه لاعضائها» خ ٨٥ ١١٠ خداوند شما را گوشها آفريد تا آنچه را كه اهمّ است در خود نگاه دارد، و چشمها آفريد تا خلاص شود از كورى و اجسادى آفريد كه همه اعضاء متفرق را جمع كرده است
شمت
شمت و شماتت: شادشدن به بلاى دشمن. سه مورد از اين ماده در كلام حضرت آمده است، در نامهايكه به برادرش عقيل نوشته شعر شاعر بنى سليم را شاهد آورده كه گويد:
يعزّ علّى ان ترى بى كآبة فيشمت عاد او يساء حبيب
نامه ٣٦ ٤١٠، بر من سخت است كه در من غصّهاى ببينى، چنانكه دشمن شماتت كند و دوست غمگين گردد و در صفات اهل تقوى فرموده: «و لا يشمت بالمصائب و لا يدخل فى الباطل» خ ١٩٣ ٣٠٦، در مصائب شماتت نمىكند و به باطل داخل نمىشود
شمخ
بلند شدن. بالا رفتن. شامخ بلند «شموخ انف» كنايه از تكبّر است، چهار مورد از اين ماده در «نهج» آمده است درباره خلقت زمين فرموده: «و سكنت الارض مدحّوة فى لجّة تيّاره و ردّت من... شموخ انفه و سموّ غلوائه» خ ٩١ ١٣٢، زمين در حال گسترده آرام گرفت در موج درياى آن آب و زمين بالارفتن بينى دريا و تكبّر و نشاط و تجاوز او را برگردانيد. «غلواء» به ضمّ اوّل و فتح دوم به معنى نشاط و تجاوز حدّ است.
«شمّخ» جمع شامخ به معنى مرتفع است «الجبال الشمّخ» خ ٩١ ١٣٢ و در وصف آخرت فرموده: «و ينفخ فى الصور فتزهق كلّ مهجة... و تذل الشمُّ الشوامخ و الصم الرواسخ» خ ١٩٥ ٣١٠
شمر
تشمير: بالازدن لباس از ساق. اراده كار. مصمّم شدن و جدّىشدن