مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥٨١ - شجع
آنها از روى استكبار گفتند: امر كن نصف درخت به جاى خود برگردد و نصفش به طرف تو آيد، حضرت امر كرد نصف درخت با صدا به طرف وى آمد و نزديك بود شاخههاى خود را بر آن حضرت به پيچد، آنها از روى استكبار گفتند: بگو اين نصف به جاى اوّل برگردد و مانند اوّل باشد، حضرت امر كرد، درخت به جاى خود برگشت من گفتم: «لا اله الّا الله انّى اول مؤمن بك يا رسول الله و اوّل من اقر بانّ الشجرة فعلت ما فعلت بامر الله...» كفّار همگى گفتند: اين ساحر و كذّاب است در اين كارها فقط اين (على ٧) او را تصديق مىكند... ناگفته نماند: اين يكى از معجزات آن حضرت با اجازه خداوند و از مصاديق ولايت تكوينى است، نظير اژدها شدن عصاى موسى، شكافتن دريا براى موسى، ولادت عيسى بدون پدر، زنده ماندن ابراهيم در آتش و شق القمر و امثال آن. در بحار الانوار دهها نظائر آن نقل شده است، از جمله نظير همين شجره در بحار ج ١٧ ص ٣١٧ آمده است.
ابن ابى الحديد در شرح «نهج» بعد از نقل كلام حضرت مىگويد: امّا جريان شجره حديث آن بسيار است و مستفيض مىباشد، محدثان آنرا در كتب خويش نقل كرده و متكلمان در معجزات آن حضرت آوردهاند، بسيارى از آنها آنرا با همان كيفيت كه حضرت فرموده نقل كردهاند، و بعضىها به صورت مختصر گفتهاند «انّه دعا شجرة فاقبلت تخدّ اليه الارض خدا» ج ١٣ ص ٢١٤
شجع
شجاعة: جرئت و قوت قلب و اقدام به كار:
«الشجاعه: الجرئة و الاقدام و شدة القلب عند البأس»
آن از صفات و خصائص خوب است و واسطه است ما بين تهوّر كه طرف افراط است و وجبن و ترسوئى كه طرف تفريط مىباشد و آن هشت بار در «نهج» آمده است.
در بيان بعضى از صفات آدمى فرموده: «العجز آفة و الصبر شجاعة و الزهد ثروة و الورع جنّة» حكمت ٤، آنگاه كه از بعضى از اشخاص و سستى ياران خود مىناليد فرمود: با مخالفت و نافرمانى خود رأى مرا فاسد كرديد تا جائيكه قريش گفتند: پسر ابو طالب مرد شجاعى است ولى به فنون جنگ دانا نيست آيا كسى جنگيدن و تجربهاش بيشتر از من است من از بيست سالگى جنگ را شروع كردهام و اكنون از