مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥٧٦ - اشتر
اشتر
لقب مالك بن حارث يكى از سرداران نامى امام ٧ و يكى از مردان كامل و شجاع و بىنظير و شيعه خالص آنحضرت است. اين لفظ سه بار در «نهج» آمده است، اين مرد بزرگ از هر لحاظ مورد تأييد امير المؤمنين ٧ بوده است، به دو نفر از فرماندهان خويش كه آنها را تحت امر اشتر قرار داده بود مىنويسد: «و قد امرّت عليكما و على من فى حيّزكما مالك بن الحارث الاشتر فاسمعا له و اطيعا و اجعلاه درعا و مجّنا فانه ممّن لا يخاف وهنه و لا سقطته» نامه ١٣ ٣٧٢، يعنى براى شما و آنانكه تحت امر شما هستند مالك بن حارث اشتر را امير كردم، به فرمان او گوش و اطاعت نمائيد، او را براى خود زره و سپر قرار دهيد، او كسى است كه از سستى و انحرافش ترسى نيست، سست نمىشود، منحرف نمىشود. آن حضرت مالك اشتر را به جاى محمد بن ابى بكر به حكومت مصر فرستاد ولى او در سال سى و نه (٣٩) هجرى در راه مصر به دست مأموران معاويه مسموم و شهيد گرديد امام صلوات اللّه عليه به محمد بن ابى بكر نوشت: «مطلع شدم كه از جانشينى اشتر در جاى خود ناراحت شدهاى، «اما بعد فقد بلغنى موجدتك من تسريح الاشتر الى عملك» من اين كار را به علت كم تلاش بودن تو و يا براى وا داشتن تو به تلاش بيشتر، نكردهام اگر تو را از حكومت بر مىداشتم به حكومتى آسانتر و خوشايندتر مىگذاشتم مرديكه به حكومت مصر معيّن كردم به ما خيرخواه و بر دشمن ما دشمن سرسخت بود، خدا او را رحمت كند، عمرش را تمام كرد، ما از او راضى هستيم، خدا او را به رضوانش برساند «و نحن عنه راضون اولاه الله رضوانه» نامه ٣٤ ٤٠٧.
و در اوّل عهد اشتر چنين نوشته است: «هذا ما امر به عبد الله علىّ امير المؤمنين مالك بن الحارث الاشتر فى عهده اليه حين ولّاه مصر جباية خراجها و جهاد عدوّها و استصلاح اهلها و عمارة بلادها» نامه ٥٣ ٤٢٧. آنگاه كه خبر شهادت مالك به آنحضرت رسيد فرمود: «مالك و ما مالك و الله لو كان جبلا لكان فنّدا و لو كان حجرا لكان صلدا لا يرتقيه الحافر و لا يوفى عليه الطائر» حكمت ٤٤٣، مالك و چيست مالك، به خدا اگر او را در عظمت كوه بدانى كوهى بس بلند است و اگر سنگ حساب كنى سنگى بسيار سخت است، هيچ ناخندارى