مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٠٠٦ - نبت
نبأة (مثل وحشت) صداى خفى و آهسته، چنانكه فرموده: «بنا اهتديتم فى الظلماء... وقر سمع لم يسمع الواعية و كيف يراعى النبأة من اصمّته الصبحة... خ ٤ ٥١ گويا در مقام ملامت فرموده است، يعنى به وسيله ما اهل بيت در تاريكى هدايت يافتيد و به نور ايمان آمديد، كر باد گوشى كه بانگ بلند را نشنود، چطور صداى آهسته بشنود و در گوش گيرد، آنكه صيحه و بانگ بلند او را كر كرده است، گويا منظور از واعية و صيحه فرمودههاى قرآن و رسول خدا ٦ و از «نبأة» كلمات خود آن حضرت است
نبىء
پيامبر. اين كلمه اگر به معنى فاعل باشد معنايش خبر دهنده است كه پيامبر از جانب خدا خبر مىدهد، و اگر به معنى مفعول باشد معنايش خبر داده شده است كه نبىّ از جانب خدا خبر داده مىشود، ولى ظاهرا مراد معناى اوّل است كه اهل لغت گفتهاند:
«النبىّ: المخبر عن الله»
اين لفظ به صورت مفرد جمع دفعات در «نهج» آمده است.
نبوّت: مصدر است به معنى پيامبرى، راجع به اينكه در كوه «حراء» با رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بوده مىفرمايد: «و لقد كان يجاور بحراء فاراه و لا يراه غيرى... ارى نور الوحى و الرسالة و اشمّ ريح النبوة» خ ١٩٢ ٣٠١
نبت
نبت و نبات مصدر هستند و نيز به هر چه از زمين رويد اعم از درخت و علف، نبت و نبات گفته مىشود، مواردى از آن در «نهج» آمده است، به اصحابش فرموده: «قد اصطلحتم على الغلّ فيما بينكم و نبت المرعى على دمنكم...» خ ١٣٣ ١٩٢ «نبت» در اينجا فعل ماضى و به معنى روئيدن است يعنى: بر كينه قديم و ثابت اتفاق كردهايد و چراگاه بر سرگينهايتان روئيده است رجوع شود به «دمن» درباره علم فرموده: «فبادروا العلم من قبل تصويح نبته...» خ ١٠٥ ١٥٢ «تصويح» به معنى خشك شدن و خشك كردن است، يعنى مبادرت كنيد به علم قبل از خشك شدن گياه آن، كه ديگر نتوانيد آنرا زنده كنيد
مبنت (مثل منطق) اسم مكان به معنى محل نبت و روئيدن است درباره رسول خدا ٦ فرموده: «مستقرّه خير مستقرّ و منبته اشرف منبت» خ