مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٠٠٤ - مين
اجتماعشان متفرّق شدند و از امامشان پراكنده گشتند، گروهى از آنها با وصّى من خواهند بود، او به هر طرف ميل كند با او ميل خواهند كرد.
درباره خلافت خود فرموده: «فصغى رجل منهم لضغنه و مال الاخر لصهره مع هن وهن» خ ٤٩١٣ يعنى در شوراى شش نفرى، مردى (سعد وقاص) به علت كينهاى كه با من داشت از من كنار كشيد، و ديگرى (عبد الرحمن بن عوف) به علت دامادى (كه شوهر خواهر عثمان بود) از من ميل كرد و منحرف شد با فلان و فلان كه لازم نيست گفته شود.
در مقام ملامت ياران فرموده: «و ما انتم بركن يمال بكم و لا زوافر عزّ يفتقر اليكم» خ ٣٤ ٧٨ شما ستون قابل اعتمادى نيستند كه با شما به طرف دشمن رفته شود، و بناهاى عزتى نيستيد كه مورد احتياج واقع شويد
استمالت: به معنى ميل و طلب عطاست: «و لا يستميله اغراء» نامه ٥٣ ٤٣٥ قاضيى كه تشويق ديگران او را منحرف نكند.
در اشاره به آمدن حجّاج بن يوسف فرموده: «اما و اللّه ليسلطّن عليكم غلام ثقيف الذيّال الميّال...» خ ١١٦ ١٧٤ «ميال» بسيار ستمگر كه در «ذيل» گذشت
مين
دروغ:
«مان مينا كذب»
دو مورد از آن در «نهج» آمده است، درباره دنيا فرموده: «الا و هى... الجامحة الحرون و المائنة الخؤن» خ ١٩١ ٢٨٠، بدانيد دنيا سركش است نافرمان، دروغگوست و خيانتكار، به معاويه مىنويسد: «سللت مدارج اسلافك بادّعائك الاباطيل و اقتحامك غرور المين و الاكاذيب» نامه ٦٥ ٤٥٦ داخل راههاى گذشتگانت شدهاى با ادعاى اباطيل و وارد شدن در فريب دروغ و اكاذيب
٢٥ ذو القعدة الحرام ١٤١٥ و ٥ ٢ ١٣٧٤ و الحمد للّه و هو خير ختام و صل اللّه على محمد و آله الطاهرين