معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٩١ - مفهوم تحريف
روى كند و گرنه به جانب ديگر روى آورد.[١]
گفتار زبيدى نيز شبيه سخن ابن منظور است.[٢] راغب اصفهانى نيز «حرفِ» هر چيز را گوشه آن دانسته است.[٣]
در فرهنگ لغات فارسى نيز با توجه به كاربرد حرف، مشابه همان مفاهيم لغتنامههاى عربى آمده است؛ در فرهنگ فارسى معين، تحريف به معناى كار كردن، تبديل، تغيير كلام از وضع، طرز و حالت اصلى آمده است.[٤]
بنابراين، غالب لغويان، حرف را به معناى گوشه و كناره دانستهاند. بر اين اساس، مفهوم تحريف به سبب معنادهى باب تفعيل، به كناره بردن و به گوشه كشاندن خواهد بود؛ از اينرو تحريف گفتار به اين معنا است كه با تغيير و جابهجا كردن كلمات و جملات يا تفسير نادرست، مفهوم مورد نظر متكلم را از بستر صحيح و مطلوب خارج ساخته، به مفهومى كناره بكشاند كه در حاشيه معناى اصلى جاى داشته است. تحريف در آيه شريفه يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ[٥] به همين معنا است؛ زيرا وقتى خداوند مىفرمايد: گفتارها را از جايگاههاى خود تحريف مىكنند، بدين معنا است كه گفتار الهى دارى جايگاه و بستر خاصى است و تحريف كنندگان آن را از آن جايگاه مخصوص تغيير مىدهند.
با توجه به كاركرد اين واژه در آيات و روايات، مىتوان آن را اصطلاحاً چنين تعريف كرد:
تحريف گفتار عبارت است از: تغيير و جابهجا كردن كلمات و جملات يا تفسير نادرست به گونهاى كه مفهوم مورد نظر متكلم از بستر صحيح و مطلوب خارج شده و در مفهومى كناره كه در حاشيه معناى اصلى است به كار برده شود.
[١] . لسان العرب، ج ٩، ص ٤٣.
[٢] . تاج العروس، ج ٦، ص ٦٨.
[٣] . المفردات فى غريب القرآن، ص ١١٤.
[٤] . فرهنگ معين، ج ١، ص ١٠٣٧.
[٥] . نساء، آيه ١٤٦؛ مائده، آيه ١٣.