معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٢٤٣ - كيفيت عرضه احاديث بر قرآن
مورد زنان مطلقه با روايات اختصاص اين مطلب به طلاق رجعى.[١]
دوم. مخالفت بهصورت عام و خاص من وجه، كه در اين صورت نيز قرآن و حديث قابل جمع است. مثل آيه ما عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ[٢] با حديث لاضرر.[٣]
سوم. مخالفت بهصورت تباين، كه موردى يافت نمىشود. چون كه جاعلان حديث مىدانند كه اگر احاديث دروغ آنها مخالفت صريح با قرآن داشته باشند، كسى آنها را قبول نمىكند و رواج نمىيابد.
استاد معرفت بعد از ذكر سه قسم فوق و نقد آنها كه مورد اول و دوم در حقيقت مخالفت با قرآن نيست و مورد سوم هم معقول نيست؛[٤] شيوهاى ديگر در اين مورد معرفى مىكند، تا بتوانيم احاديث را بر قرآن عرضه كنيم و با تشخيص احاديث صحيح و سقيم، نتيجهگيرى كنيم.
ايشان مىنويسد: مقصود از مخالفت (حديث با قرآن) تباين با دين و روح شريعت است بهطورى كه حديث با اهداف يا اغراض سعادتبخش امت در دنيا و آخرت منافات داشته باشد. پس هرچه كه مخالف اين جهتگيرى سعادتبخش باشد، مردود و هرچه موافق آن باشد، مورد قبول است.
البته در اينجا محكمات و متشابهات وجود دارد كه لازم است (احاديث) متشابه را به محكم باز گردانيم. تا به اشتباه نيفتيم.[٥]
اين همان مطلبى است كه در حديثى از امام صادق (ع) حكايت شده است:
ما من امر يختلف فيه اثنان الّا و له اصل في كتاب الله عزوجل ولكن لاتبلغه عقول الرجال.[٦]
هيچ چيزى از شئون امت اسلام نيست مگر آنكه ممكن است در پرتو محكمات قرآن مورد نقد قرار گيرد و اين كار راسخان در علم و افراد باهوش است.
[١] . ر. ك: الجواهر، ٣٢/ ١٧٩ به بعد.
[٢] . توبه، آيه ٩١.
[٣] . ر. ك: وسائل الشيعه، ج ٢٩/ ٢٦ باب ٢٤.
[٤] . محمدهادى معرفت، التفسير الاثرى الجامع، ج ١، صص ٢٢٣- ٢٢٢.
[٥] . همان، ص ٢٢٤.
[٦] . محمد بن يعقوب كلينى، كافى، ج ١، ص ٦٠/ ٦.