معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٧١٨ - واقعگرايى در داستانهاى قرآن و ديدگاههاى نوانديشانه در اين باب
قصه در قرآن آزمودههايى عينى و واقعى در زندگى بشر است كه آيينه عبرتى فرا روى آينده قرار مىدهد و به دو دليل، فرض و خيال نيست:
١. با وجود فراوانى تجربهها و ماجراهاى پندآموز گذشته پُر پيچ و خَم زندگى انسان، نيازى به پناه بردن به داستانهاى تخيلى يا عاميانه نيست.
٢. آيينى نظاممند كه بر اساس پندارها و انگارهها پايهريزى شود، در آستانه فروپاشى و نابودى قرار خواهد داشت و سيل واقعيات، آن را خواهد برد؛ بهويژه آنگاه كه اين پندار تخيلى، آشكار و رسوا شود.[١]
اين سخن در مقابل ديدگاه دگرانديشانهاى است كه از سوى كسانى همچون محمد خلف الله طرح شده است. آنان بر آنند كه در تمام يا بيشتر داستانهاى قرآنى، از روش «فولكور» استفاده شده است كه از مشهورات و داستانهاى شناخته شده عاميانه بهره گرفته است و قرآن كريم بدون آنكه بخواهد به مضمون آن پايبند باشد، به شيوه خطابى آن را پلى براى هدايت و ارشاد مردمان قرار داده است.
برخى نيز مجاز دانستهاند كه اين داستانها صرف تمثيلاتى باشد كه براى نزديك ساختن حقايق به اذهان مردم به كار گرفته شده است. اينگونه نظريهها نسبت به قرآن، پا را از حد خود فراتر نهادهاند.
خلف الله معتقد است قرآن در شيوه بيانى خود بر اساس معتقدات و پندارهاى عرب پيش رفته است، نه بر اساس آنچه حقايق عقلى يا واقعيتهاى عينى و عملى است. بنابراين زمانىكه قرآن از جنّ و از عقيده مشركان درباره آنها سخن مىگويد و اينكه آنان به آسمان رفته و به خبرهاى غيبى گوش مىدهند و سپس به زمين آمده و اين خبرها را براى كاهنان بازگو مىكنند و كاهنان نيز ادعا مىكنند كه از خبرهاى غيبى و امور جهان آگاهند.[٢]
اين شيوه گفتمان قرآن برخى مفسران را دچار مشكلاتى كرده است؛ زيرا اين مسائل را جدى گرفتهاند و به بحث درباره اجرام آسمانى پرداختهاند كه آيا
[١] . همان، صص ٥٤٠- ٥٣٩.
[٢] . همان، صص ٥٤٠- ٥٢٩.