معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٦٨٤ - ٤ توجيه آيات متشابه، بخشى از تأويل است
اگر مختار استاد معرفت معناى دوم است كه در معناى مخالف خود ظهور دارد؛ حكم مذكور صحيح است، اما پيامدهاى آن بسيار سنگين است كه ظاهراً استاد معرفت از آنها ابا دارد. مثل: چگونه امكان دارد مقصود خداوند مخالف ظاهر كلامش باشد؟ قاعده حجيت ظهور چگونه با آن سازگار است؟ اعجاز قرآن با اراده خلاف چگونه قابل اثبات است؟
٤. توجيه آيات متشابه، بخشى از تأويل است
در مفهوم تأويل، ميان مفسران، از صدر اسلام تاكنون، اختلاف و گفتوگو وجود داشته است. در اين ميان، استاد معرفت براى تأويل، دو شأن مىشمارند:
الف. توضيح و توجيه آيات متشابه؛
ب. استخراج هدف و معناى كلى آيات قرآنى.
ايشان معتقدند منظور از تأويل آيات متشابه، نوع تفسيرى است كه علاوه بر رفع ابهام از آيه، اشكال را نيز از آن دفع مىكند. يعنى هم رفع ابهام و هم رفع اشكال را همزمان انجام مىدهد.
اما تفسير عبارت از رفع ابهام است و معلوم است كه ابهام گاهى همراه وجود شبهه نيست، پس تأويل از تفسير اخص است؛ زيرا نوعى از تفسير كه همراه با رفع ابهام به شبههزدايى نيز مىپردازد، تأويل شمرده مىشود.[١]
طبق مطالب فوق، نسبت ميان متشابه و مبهم، عموم و خصوص مطلق است؛ زيرا هر متشابهى مبهم است؛ ولى هر مبهمى متشابه نيست. به تعبير ديگر، ابهام گاهى با وجود شبهه همراه است و گاهى نيست. تفسير كه رفع ابهام است در هر دو مورد بهكار مىرود. اما متشابه، جايى است كه شبهه و شك وجود داشته باشد و توجيه آن عبارت از تأويل است. بنابراين طبق آنچه كه خود استاد معرفت بيان داشتند، تأويل كه مربوط به توجيه متشابه است، از تفسير كه هم به رفع ابهام و هم رفع اشكال ممكن است بپردازد، اخص است.
[١] . ر. ك: التأويل فى مختلف المذاهب و الآراء، ص ١٤.