معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٦٥٩ - نظر استاد معرفت(ره)
جوامع بشرى آن زمان- بهويژه مردم جزيرةالعرب دور از فرهنگ- را در قالب همان واژههاى رايج عرضه كند در حالى كه اين واژهها براى افاده معانى پست و سطحى، وضع شده بود و گنجايش مفاهيم بلند و آسمانى را نداشت، زيرا عرب آن زمان اين واژهها را در معانى محسوس يا نزديك به حس و سطحى به كار مىگرفت، لذا استعمال اين الفاظ از ناحيه قرآن براى آنها نامأنوس مىنمود و فهم آنها از ادراك حقايق واژهها قاصر بود، از اينرو، براى بيان معانى معرفتى و بلند خود به مجاز و انواع استعارهها دست يازيد يا آنها را با كنايه و اشارات ظريف بيان كرد. اين مسأله گرچه مفاهيم قرآنى را به فهم عامه مردم- از آنرو كه در قالب الفاظ متداول عرضه مىشد- نزديك مىكرد؛ ولى چون اين الفاظ براى چنين مفاهيمى وضع نشده بود، نمىتوانست بهطور كامل آن مفاهيم بلند را به مخاطبان منتقل كند. اين امر مهمترين عامل وقوع تشابه ذاتى در تعبيرات قرآنى است كه گفته شد در مسأله امر بينالامرين و جز آن از مسائلى مشكل كلامى از اين دست وجود دارد.[١]
سپس در تكميل اين بحث در جاى ديگر مىفرمايد:
آيات متشابه قرآن دو نوعاند: اصلى و عارضى. بيشترين آيات متشابه از نوع عارضى هستند؛ آياتى كه در اصل نزول متشابه نبوده و تضارب آرا و نزاعهايى كه عمدتاً در اواخر قرن اول فراوان شد و تا قرن سوم ادامه يافت، موجب تشابه اين آيات شد؛ صاحبان هر يك از آراى فكرى به دستهاى از آيات و روايات تمسك كرده و آنها را بر اساس انديشه خود تفسير مىنمودند. به تدريج مسائل شريعت، دستخوش هواهاى نفسانى و آرا و انظار شد و بخش مهمى از آيات و سنن روشن، به متشابهات تبديل گشت و هالهاى از ابهام و اجمال آنها را فرا گرفت. اين اتفاق، بسيارى از نصوص حاوى صفات جلال و جمال و شئون مخلوقها و تدبير خدا را شامل شد؛ اما آيات متشابه اصلى بسيار اندك است. مفاهيم بلند و وسيعى كه واژههاى زبان عربى گنجايش آنها را نداشت، در قالبهاى استعاره و تشبيه بيان شد. اين قالبها طبعاً از بيان كامل مراد و مقصود قاصر بودند. در واقع قصور به قابل برمىگردد و به شئون فاعل ارتباطى ندارد.[٢]
[١] . محمدهادى معرفت، التمهيد، ج ٣، صص ٢٠- ١٩.
[٢] . محمدهادى معرفت، شبهات و ردود، ص ٣٩٣؛ محمدهادى معرفت، التمهيد، ج ٣، ص ٢٣؛ محمدهادى معرفت، علوم قرآنى، صص ٢٨٠- ٢٧٩.